یادش بخیر
سال گذشته مثل همین روز ۱۹/۸/۸۸ در نم نم باران برای عزیمت به سرزمین وحی
به اتفاق خانواده و همراهان به فرودگاه مهرآباد ، ترمینال حجاج آمدیم .
تقریبا ساعت ۸ شب بود که از همراهان خداحافظی کرده و برای انجام تشریفات
فرودگاهی به داخل سالن بعدی رفتیم . در این سالن یکی از افسران نیروی انتظامی
چند دقیقه ای نکات و تذکرات لازم در خصوص حمل مواد مخدر داد و پس از بازرسی و
چک گذرنامه به سالن ترانزیت رفتیم .
در این سالن با آب و چای از زائران خانه خدا پذیرایی می شد و نمایشگاهی هم از
چگونگی اعمال حج تمتع بصورت ماکت به نمایش درآمده بود .
سپس به هر یک از حجاج یک جانماز کیفی از سوی هواپیمایی جمهوری اسلامی
ایران هدیه دادند .
دقایقی بعد سوار هواپیمای ۷۴۷ سعودی شدیم و ساعت ۲۲ ایران را به مقصد فرودگاه
مدینه ترک کردیم .
برادر همسرم قبلا با مهمانداران این هواپیمای سعودی هماهنگ کرده بود و به این دلیل
ما را در طبقه بالا (فرست کلاس) هواپیما جای دادند .
پس از صرف شام (جوجه کباب و برنج ) و کمی استراحت ، ساعت ۲۰دقیقه بامداد۲۰/۸/۸۸
به وقت تهران به فرودگاه شهر مدینه رسیدیم و پس از انجام امور فرودگاهی این کشور و
معطلی زیاد ساعت ۵ صبح به وقت تهران و ۳۰/۴ به وقت عربستان فرودگاه را به سمت
هتل لولو مبارک ترک کردیم .
اطاق ما ۵۱۴ در طبقه ۵ هتل بود که به اتفاق دوستان آقایان : سید یعقوبی ، مینایی و فیضی
در این اطاق اسکان پیدا کردیم .
پس از اسکان سریع برای اقامه نماز صبح به مسجدالنبی که فاصله ۳۰۰ متری با هتل داشت
رفتیم و نماز صبح را به جماعت خواندیم .
بعد از نماز و نیایش به قبرستان بقیع و زیارت امامان غریب مدینه رفتیم . باورش سخت بود
انگار تو خواب حرکت کرده بودیم و به این زودی به زیارت حضرت رسول (ص) ، حضرت فاطمه
(ع) و امامان بقیع آمده بودیم . یادش بخیر