آیا میدانید ؟ (والیبال)
والیبال در سال ۱۸۹۵ اختراع شد .
والیبال در سال ۱۸۹۵ اختراع شد .
اولین بازیهای المپیک مدرن در سال ۱۸۹۶ در آتن یونان برگزار شد ،
شرکت کنندگان ۳۱۱ مرد و بدون رقبای زن بودند .
هفدهمین دوره بازیهای پارالمپیک با دهمین حضور ورزش ایران دراین بازیها همزمان شد و طی
آن کاروان ورزش کشورمان با نام « فرزندان ایران » و شعار « ایمان ، ایثار و افتخار » با ۶۵ ورزشکار
در ۱۰ رشته حضور داشت .
بازی های پارالمپیک در سال 2024 به میزبانی پاریس به پایان رسید و ایران 8 طلا ، 10 نقره و 7 برنز به
دست آورد و جایگاه چهاردهم را به خود اختصاص داد . در پاریس ایران با 25 مدال بیشترین تعداد مدال
تاریخ خود را در این بازی ها کسب کرد .
همچنین در شانزدهمین دوره رقابتهای پارالمپیک توکیو ، کاروان ایران با ۶۲ ورزشکار و ۲۱ نفر کادر فنی
در ۱۰ رشته ورزشی پاراوزنه برداری ، پاراتیروکمان ، پارادوومیدانی ، پاراتکواندو ، پارادوچرخه سواری ،
والیبال نشسته ، بسکتبال با ویلچر ، پاراکانو ، پاراجودو و پاراتیراندازی حضور داشت .
کاروان ورزشی ایران در بازیهای پارالمپیک توکیو با ۱۲ طلا ، ۱۱ نقره و یک برنز با دو پله صعود نسبت به ریو
در رده سیزدهم قرار گرفت تا بهترین نتیجه تاریخ ایران در بازیهای پارالمپیک به ثبت برسد .
📣 ثبت بهترین عملکرد ایران در المپیکها پس از لندن
🔺کاروان ایران متشکل از ۴۰ ورزشکار در المپیک ۲۰۲۴ پاریس شرکت کرد که حاصل تلاش آنها
کسب ۱۲ مدال شامل ۳ طلا، ۶ نقره و ۳ برنز بود .
🔺المپیک ۲۰۲۴ بهترین عملکرد کاروان ایران بعد از ۲۰۱۲ لندن از نظر تعداد مدالهای کسب شده
است . از لحاظ تعداد مدال طلا نیز این دوره بعد از لندن در کنار المپیک ۲۰۰۰ سیدنی ، ۲۰۱۶ ریو ،
۲۰۲۰ توکیو جزو برترین دورهها برای کاروان ایران محسوب میشود .
🔺اسامی مدالآوران ایران در المپیک ۲۰۲۴ :
مدال طلا :
🔺آرین سلیمی - وزن ۸۰+ کیلوگرم تکواندو
🔺سعید اسماعیلی - وزن ۶۷ کیلوگرم کشتی فرنگی
🔺محمدهادی ساروی - وزن ۹۷ کیلوگرم کشتی فرنگی
مدال نقره :
🔺مهران برخورداری - وزن ۸۰- کیلوگرم تکواندو
🔺ناهید کیانی - وزن ۵۷- کیلوگرم تکواندو
🔺علیرضا مهمدی - وزن ۸۷ کیلوگرم کشتی فرنگی
🔺حسن یزدانی - وزن ۸۶ کیلوگرم کشتی آزاد
🔺امیرحسین زارع - وزن ۱۲۵ کیلوگرم کشتی آزاد
🔺رحمان عموزاد - وزن ۶۵ کیلوگرم کشتی آزاد
مدال برنز :
🔺مبینا نعمتزاده - وزن ۴۹- کیلوگرم تکواندو
🔺امین میرزازاده - وزن ۱۳۰ کیلوگرم کشتی فرنگی
🔺امیرعلی آذرپیرا - وزن ۹۷ کیلوگرم کشتی آزاد
عملکرد ایران در ادوار مختلف بازیهای المپیک :
المپیک ۲۰۲۰ توکیو: ۳ طلا - ۲ نقره - ۲ برنز
المپیک ۲۰۱۶ ریو: ۳ طلا – یک نقره – ۴ برنز
المپیک ۲۰۱۲ لندن: ۷ طلا – ۵ نقره – یک برنز
(با احتساب ۳ طلای قاسمی، محمدپور و نصیر شلال و نقره رستمی بعد از دوپینگ رقیبان)
۲۰۰۸ پکن: یک طلا - یک برنز
۲۰۰۴ آتن: ۲ طلا – ۲ نقره – ۲ برنز
۲۰۰۰ سیدنی: ۳ طلا - یک برنز
۱۹۹۶ آتلانتا: یک طلا – یک نقره – یک برنز
۱۹۹۲ بارسلونا: یک نقره - دو برنز
۱۹۸۸ سئول: یک نقره
۱۹۷۶ مونترال: یک نقره - یک برنز
۱۹۷۲ مونیخ: ۲ نقره - یک برنز
۱۹۶۸ مکزیکو: ۲ طلا- یک نقره - ۲ برنز
۱۹۶۴ توکیو: ۲ برنز
۱۹۶۰ رم: یک نقره - ۳ برنز
۱۹۵۶ ملبورن: ۲ طلا- ۲ نقره - یک برنز
۱۹۵۲ هلسینکی: ۳ نقره - ۴ برنز
۱۹۴۸ لندن: یک برنز
سی و سومین دوره از بازیهای المپیک ۲۰۲۴ پاریس از ۶ مرداد به طور رسمی آغاز و تا ۲۱ مرداد
ادامه دارد . ایران در این مسابقات ۴۰ نماینده در ۱۳ رشته ورزشی دارد .
در مجموع ۲۰۶ تیم ملی المپیک در بازیهای تابستانی ۲۰۲۴ با ۵۴ تیم از آفریقا ، ۴۸ از اروپا ، ۴۴ از
آسیا ، ۴۱ از قاره آمریکا ، ۱۷ از اقیانوسیه ، انفرادی ورزشکاران بیطرف و تیم المپیک پناهندگان
حضور دارند .
سی و دومین دوره بازیهای المپیک در توکیو با یکسال تأخیر به دلیل همه گیری کرونا از اول تا هفدهم
مردادماه سال ۱۴۰۰ و در سال ۲۰۲۱ میلادی برگزار شد .
کاروان ایران در المپیک ۲۰۲۰ توکیو موفق به کسب هفت مدال شد و در رده ۲۷ جدول مدالها قرار گرفت .
کاروان ورزشی ایران به نام ستارگان ایران زمین با ۶۶ ورزشکار در ۱۷ رشته ورزشی راهی المپیک ۲۰۲۰
توکیو شد . ایران در رشتهها ورزشی کشتی آزاد و فرنگی ، وزنه برداری ، تکواندو ، بوکس ، تیراندازی ،
تیروکمان ، قایقرانی ، تنیس روی میز ، دوچرخه سواری ، دوومیدانی ، شمشیربازی ، والیبال ، بسکتبال ،
جودو ، شنا ، بدمینتون و کاراته شرکت کرد .
تیراندازی ، کشتی آزاد و فرنگی ، وزنه برداری و کاراته رشتههایی بودند که موفق شدند هفت مدال ( ۳ طلا
، ۲ نقره و ۲ برنز) را برای ایران به دست آورند تا کاروان ایران در جدول مدالی در رده ۲۷ قرار بگیرد . ایران در
المپیک ریو با ۳ طلا ، یک نقره و ۴ برنز در رده ۲۵ و در المپیک ۲۰۱۲ لندن با ۷ مدال طلا ، ۵ نقره و یک برنز در
رده هفدهم قرار گرفته بود .
ریودو ژانیرو برزیل برگزار خواهد شد . کاروان ورزش ایران در دوره قبل که به میزبانی لندن برگزار شد( 53 ورزشکار در 14
رشته) با کسب 12 مدال (4طلا ، 5 نقره و 3 برنز) به عنوان هفدهمی دست پیدا کرد . بازیهای المپیک 2016برزیل بامداد
امروز (شنبه) رسما با برگزاری مراسم افتتاحیه در ورزشگاه ماراکانای شهر ریو آغاز شد . با ارزوی توفیق ورزشکاران ایران
اسلامی در این دوره از مسابقات المپیک .
و بدون ورزشکار زن برگزار شد . تا کنون این مسابقات 31 دوره برگزار شده است .
ورزشکار زن از 16 کشور جهان برگزار شد .
تسلیت به خانواده کاپیتان با اخلاق تیم فوتبال پرسپولیس ، زنده یاد هادی نوروزی .
و همه ورزشکاران و ورزش دوستان .
روحش شاد .
یکی از سه کوهنورد ایرانی که در نزدیکی قله برود پیک هیمالیا مفقود شده ، پیش از اعزام نامه ای تکان دهنده
نوشته که حالا منتشر شده است.
سه کوهنورد ایرانی در خوشبینانه ترین برآوردها در حالی شرایط بسیار سختی را در نزدیکی قله ۸۰۴۷ متری
برود پیک یا همان K۳ سپری میکنند که جامعه ورزش برای بازگشت ایشان دعا میکند اما ظاهراً تنها فشار
هوا ، سرمای استخوانسوز و شرایط جوی در وقوع چنین وضعی نقش نداشته است.
در کنار وضعیت مبهم این کوهنوردان ، انتشار متن یک نامه بسیار تکان دهنده بود ؛ متنی که شاید نشان دهد
کوهنوردان ایرانی را با تنگ نظریهایمان و با عدم همراهی کافی در ارائه اطلاعات و تجربیات صعودهای پیشین
و حتی شاید سنگ اندازیهایی ، خودمان در هیمالیا دفن کردهایم .
پرستو ابریشمی کوهنورد زن ایرانی در وبلاگ خاک خوب با بیان اینکه ، « آیدین بزرگی » یکی از سه کوهنورد
صعودکننده به قله از او خواسته تا پس از صعود آنها ، نامه اش را منتشر کند ، متن این نامه را روز سفراين گروه
از ایران به پاکستان منتشر کرده است.
آیدین بزرگی که حالا وضعیت نامعلومی در ارتفاعات سرد و استخوان سوز هیمالیا دارد ، در نامهاش ، چنین آورده
است :
« به نام برودپیک ، به امید تغییر / من وتو یکی دهانیم /که با همه آوازش ، به زیباتر سرودی خواناست.
من و تو یکی دیدگانیم / که دنیا را هر دم ، در منظر خویش تازهتر میسازد. / نفرتی از هر آنچه بازمان
دارد ، از هر آنچه محصورمان کند ، از هر آنچه واداردمان ، که به دنبال بنگریم. / دستی که خطی گستاخ
به باطل میکشد. / من و تو یکی شوریم / از هر شعله ای برتر ، که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق رویینه تنیم. / و پرستوئی که در سرپناه ما آشیان کرده است / با آمد شدنی شتابناک خانه را
از خدائی گمشده لبریز میکند.
شاملو
این ماییم ، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی ، نه از برای خودنمایی ،
اینجاییم از سر عشق ، اینجاییم از سر شور ، از سر غرور . اینجاییم از برای رشد ، از برای اوج ، از سر جنون ،
اینجاییم برای پایان ، پایان یک آغاز ، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد.
پایانی که پایان نیست ، که شالوده ی آغاز است ، که پشتوانه ی آغاز است ، که تیر خلاصی است بر نتوانستن
ها ، بر خود کم بینی ها ، بر در حصار ماندن ها ، بر گرفتار تکرار شدن ها. آری تیر خلاصی است بر ماندن ها ،
نرفتن ها ، نرسیدن ها ، غروبی است برای این فرسایش ها و طلوعی است برای ریشه زدن ها ، برای شکوفه
دادن ها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکد بودن ها.
می خواهیم مال خودمان باشد ، راه خودمان باشد ، مسیر خودمان باشد ، طناب خودمان باشد ، از نفس و عرق
خودمان باشد. می خواهیم توانستن را معنی کنیم ، می خواهیم تغییر را زندگی کنیم ، می خواهیم خواستن را
بفهمیم ، خواستن را بخواهیم. می خواهیم روی آن بزرگ مردی را سفید کنیم که مویش در این راه سفید شد ،
که قلبش در این راه شکست ، که روحش در این راه درد کشید. می خواهیم پیرمردی را شاد کنیم که بغض به
گلو نشسته اش فریاد شد ، و فریادش به دادگاه برده شد. می خواهیم راهی را برویم که درست است ، که رو
به اعتلاست. می خواهیم طعنه بشنویم ، مسخره شویم ، مضحکه شویم ، پول هایمان را هدر بدهیم ، بدویم ،
گریه کنیم ، خطر کنیم.
می خواهیم کوهنورد باشیم ، می خواهیم میراث بران شایسته ای باشیم ، نمی خواهیم زیر چتر زور باشیم ،
نمی خواهیم کور باشیم.
آری ، ما اینجاییم ، تا یادی از کوهنوردی اینک مرده ی کشورمان کنیم ، تا کوهنوردی مان را دوباره ورق بزنیم ، تا
یادگاری از خودمان به جا بگذاریم ، توشه ای برای کوهنوردان آینده ی کشورمان. اینجاییم تا بر تن یک کوه هشت
هزار متری یادگاری خودمان را بنویسیم ، نام ایران مان را حک کنیم ، اینجاییم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنیم.
چه کسی است که بتواند جلوی عزم ما بایستد؟ عزم ما از ذره ذره ی وجود کوهنوردان ایران است. عزم ما بی
پولی را نمی شناسد ، عزم ما خطر را می هراساند ، عزم ما نیازی به اجازهی پشت میز نشینانی ندارد که خود
را رئیس و سرپرست می دانند ، که خود را تافته ی جدا بافته می دانند ، که خود را نخبه می پندارند ، که خود را
کوهنورد می دانند ، که آنان اند که محتاج عزم مایند ، که آنان اند که زیر چتر مایند. عزم ما نامه و گواهی و مجوز
شورا نمی خواهد.
عزم ما ریشه در ذات ما دارد ، ریشه در پیشکسوتان ما دارد ، ریشه در عمق وجود آنانی دارد که زندگی شان را
وقف کوهنوردی این کشور کرده اند. عزم ما عزم جوانی است ، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است ، شکست
را نمی شناسد، کارشکنی را نمی فهمد ، استهزا را عار نمی داند ، طعنه را ننگ نمی شمارد ، عزم ما فقط آنجا
را می بیند ، راس آن ستیغ بلند را.
گفتم ما تنهاییم. ولی نه ، ما تنها نیستیم. هزاران چشم به راه ماست ، هزاران دست دعاگوی ماست. چشمان
مادرم ، دستان پدرم ، نگاه دوستانم ، همه پشتوانه ی ماست. ما تنها نیستیم ، چند دهه کوهنوردی پر افتخار
پشت ماست ، این همه کوهنورد نو جو و نو طلب پشت ماست. پشتوانهی ما ارز دولتی نیست ، حکم قهرمانی
نیست ، مقام نخبگی نیست. پشتوانه ی ما های و هوی نیست ، جنجال نیست ، مصاحبه نیست ، تلویزیون
نیست. پشتوانه ی ما باربر بیچاره نیست ، کپسول اکسیژن نیست ، طناب ثابت نیست.
پشتوانه ی ما عرق جبین ماست ، صدای نفس نفس زدن های ماست ، بغض در گلوی ماست ، اشک حلقه
شده در چشم ماست. پشتوانه ی ما سکوت ماست ، صبر ماست. پشتوانه ی ما تویی ، تو که چند سال تلاش
ما را شکست ندانستی. پشتوانه ی ما تویی ، نه آن حسودی که از ضعف خودش ما را مسخره می کرد ، نه آن
ضعیفی که خودش جسارت پیمایش صد متر را در طناب خودش ندارد ، نه آن کسی که هیمالیانوردی اش در
یومارش خلاصه است ، نه آن کسی که قهرمان دروغین است.
پشتوانه ی ما تویی ، تو که با نگاهت ، تو که با صدایت ، تو که با امیدت ، با امیدت به آینده ای روشن برای
کوهنوردی این مملکت ، ما را راهی می کنی. پشتوانه ی ما تویی که صد متر راه از مسیر اعتلا را بر هزاران متر
راه از مسیر تکرار ترجیح می دهی.
می گویند نمی توانید ، می گویند کشته می شوید ، می گویند شما را چه به این کارها! نخبگان ما نتوانستند ،
شما که اصلا نخواهید توانست. می گویند راهتان را می بندیم ، پایتان را می گیریم. می گویند هیمالیا مال
ماست ، صعودش هم مال ماست ، افتخارش هم فقط مال ماست ، کیف و کوکش هم مال ماست ، عشق و
حالش هم مال ماست. می گویند بروید چند ماه دیگر جواب نامه تان را می دهیم ، می گویند مگر بچه بازیست ،
مگر به این آسانی است! می گویند آنجا هییییییییییمااااااااااالیییییییییاسسسسسسسسست، توچال نیست!
می گوییم بترسید ، دیر یا زود سردمداریتان به پایان می رسد ، می گوییم این صعود برای شما کابوس است و
این کابوس رویای ماست. می گوییم نتوانستن برای ما ننگ نیست ، قله برای ما هدف نیست. می گوییم جرات
نداشتن ننگ است ، هراسیدن ننگ است ، درجا زدن ننگ است. می گوییم آری هدف قله نیست ، هدف اعتلا
است ، هدف تجربه کردن است ، هدف دیدن است ، لمس کردن است ، هدف آموختن است ، از شکست درس
گرفتن است.
تیم اعزامی گروه آرش به پاکستان ،
می گوییم به شکست های ما بخندید ، از ته دل ، از سر کیف ، نوبت ما نیز می رسد ، آن زمانی که شکست
های قبلی مان مانند نبردبانی ما را به بالای بالا می رساند. می گوییم اینک بخندید ، خنده ی شما هرچه بلند
هم باشد در آن پایین ها مانده است.
می گوییم ما از آن بالا به شما می خندیم ، از آن بالا همه صدای مارا خواهند شنید ، همه پیام ما را خواهند
گرفت. می گوییم این پاداش ماست ، این نتیجه ی صبر ماست ، نتیجه ی پایمردی ماست ، نتیجه ی جرات کردن
ماست ، نتیجه ی اشکهای ماست ، نتیجه ی چند دهه کوهنوردی ماست که شما پایتان را بر گلویش گذاشتید ،
نمی گذارید بلند شود ، نمی گذارید نفس بکشد. ولی ما از آن بالا پا بر گلوی شما خواهیم گذاشت ، ما از آن بالا
شما را پایین خواهیم کشید ، ما از آن بالا ترانه ی زندگی را برای کوهنوردی مان خواهیم خواند ، دست در دست
هم ، غرق شادی ، غرق غرور ، غرق افتخار.
نه ما تنها نیستیم ، این کوه با ماست ، هنوز هم در عکس هایمان کنارمان ایستاده ، هنوز هم نگاهش که می
کنیم صدایش را می شنویم. ما را می خواند ، به مکتب خانه ی عشقش ، به مدرسه ی زندگی اش ، مدرسه ی
کوهنوردی اش. مشتاق آموختن است ، آموختن جسارت ، آموختن خود باوری ، آموختن پیشرفت. ما را می خواند
به بهشت گم شده اش ، ما را می خواند با همه ی بادهای سهمگینش ، با همه ی بهمن های مهیبش ، با
صدای خرد شدن یخهایش. با آن که بر همه ی دنیای اطرافش محیط است ، با آنکه همه را از بالا می بیند ، اما ما
را می خواند تا محاط ما شود ، ما را می خواند تا خودش را خاک پای ما کند. نه به این خاطر که ما کسی باشیم
، نه به این خاطر که ما در مقابلش عددی باشیم ، که خود می دانیم در دریایش مثل حبابی هستیم و در
آسمانش کمتر از ذره ی کاهی.
ما را می خواند چون می داند در فضای ماتم زده و درمانده ی کوهنوردی کشورمان ، فقط اوست که می تواند
دست ما را بگیرد. ما را می خواند چون می داند به او پناه آورده ایم ، ما را می خواند چون می داند که ما فرعیم
و اصل صدها یا شاید هزاران کوهنورد جوانی هستند که باید با مرام و مکتبش تربیت شوند. ما را می خواند چون
خودش بزرگ است، رو به بالاست و از سر به زیر بودن ها خسته است، ما را می خواند چون جسارت تعرض به
حریمش را داشتیم ، چون پیام ما پیام ما نیست ، پیام کوهنوردان ایران زمین است ، پیام تغییر است.
نه این ما نیستیم. تنها هم نیستیم. این شمایید. شما که این راه را ادامه خواهید داد ، شما که این تفکر را زنده
نگه خواهید داشت ، شما که فریب تکرار را نخواهید خورد ، در باتلاق عاشقان میز و صندلی فرو نخواهید رفت. این
شمایید که غرور مایید ، که پیشران مایید ، که انگیزه ی مایید. این دستان شماست که دعا گوی ماست ، که
خیرخواه ماست. این شمایید که همیشه زنده خواهید ماند ، که آینده متعلق به شماست ، که آینده متکی به
شماست. آری این شمایید ، فقط کافیست بخواهید ، بهترین ها را ، رشدکردن ها را ، بالاترین ها را ، اولین ها
را. »
کلار واقع در استان چهار محال بختیاری شهرستان بروجن ترک کردیم .24 نفر در این برنامه حضور
داشتند . ساعت 18 اتوبوس در پلیس راه اصفهان ( 33 کیلومتر مانده به اصفهان ) خراب شد و تا
تهیه لوازم یدکی و تعمیر آن حدود 4 ساعت طول کشید و ساعت 22 مجددا حرکت و ساعت 24 در
مجموعه تربیت بدنی شهر بروجن اسکان یافتیم . پنج شنبه 92/3/30 ساعت 5/45 حرکت کردیم و
با گذر از گندمان و روستای نصیر آباد با طی حدود 27 کیلومتر ( 5 کیلومتر آن خاکی ) ساعت 6/45
از غرب تالاب گندمان و پای کوه در ارتفاع 2230 متر برنامه صعود را آغاز کردیم . پس از گذر از باغ
چیراب ( به معنای آب در حال ریزش ) ساعت 8/40 در کنار چشمه در ارتفاع 1860 متری توقف
کردیم و پس از صرف صبحانه ادامه مسیر داده و در شیب تند و با گذر از یخچال های برفی ساعت
11/20به کنار دریاچه زیبای قزل گیل ( به معنای دریاچه سرخ ) به وسعت حدود 1000 متر مربع در
ارتفاع 3430 متری از سطح دریا رسیدیم . ظاهرا تا قله چیرو کلار راهی نمانده بود اما مسیری
صخره ای و بسیار خطرناک را برای صعود انتخاب کردیم و دست به سنگ و به سختی خود را
ساعت 12/30 به قله 3600 متری چیرو کلار رساندیم و به این ترتیب صعود ما حدود 5/45 بطول
انجامید . پس از استراحتی کوتاه و شکر گذاری و عکس های یادگاری ساعت 13 قله را به قصد
فرود ترک کردیم .
در برگشت چند دقیقه ای را در روی یخچال های برفی به آموزش به اصطلاح یخ و برف پرداختیم
و بعد ادامه مسیر دادیم . ساعت 16 برنامه فرود ما با موفقیت در نقطه شروع به پایان رسید و
ناهار را در پای کوه کنار تالاب گندمان صرف کرده و این منطقه را با تمام زیبایی ها و خاطراتش به
منظور بازدید از تالاب چغاخور ( مابین شهر کرد و بروجن ) ترک کردیم . در کنار این تالاب زیبای بین
اللملی که حدود 45 کیلومتری شهر بروجن قرار دارد چند دقیقه ای را به تفریح و میل کردن چند
هندوانه شیرین گذراندیم و سپس به محل اسکان برگشتیم و با هماهنگی های قبلی همگی از
استخر شهرداری شهر بروجن در سانس آخر شب استفاده و خستگی کوهپیمایی را بدر کرده و
بعد از شام خواب راحتی را تجربه کردیم . صبح روز بعد یعنی روز جمعه 92/3/31 ساعت 8 صبح
شهر بروجن را به مقصد تهران ترک کرده و هنگام ظهر پس از اقامه نماز و صرف ناهار در رستوران
وباغ زیبای پرندگان قمصر کاشان ساعت 19 به تهران رسیدیم و برنامه ما با موفقیت به پایان رسید .
در اینجا لازم است از سرپرست برنامه دوست عزیزم جناب آقای امیر حسین دردی نوش و همچنین
راهنمای برنامه از تربیت بدنی شهر بروجن جناب آقای احسان پور و همچنین رئیس کوهنوردی
شرکت ملی نفت ایران جناب آقای محمودی برای تمام زحماتی که متقبل شدند تشکر نمایم .
تعدادی از دوستان حاضر در برنامه : شیویاری ، وطن پرست ، رضایی ، توحیدی ، کریمی ( از
پتروشیمی اراک ) ، آقایی ، کیا رستمی ، اینجانب و ...
حماسه ملبورن بار دیگر در مونسوی اولسان کره جنوبی تکرار شد .
غیور مردان تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران با پیروزی مقابل تیم ملی فوتبال کره جنوبی
ضمن برخ کشیدن غیرت و فرهنگ ایرانی ؛ به مسابقات جام جهانی 2014 برزیل راه یافتند .
صعود غرور آفرین تیم ملی فوتبال ایران را به ملت عزیر و جامعه ورزشی کشورم تبریک میگویم .
طبق برنامه , ساعت 5/30 صبح روز پنج شنبه مورخ 92/3/9 به اتفاق 12 نفر از همنوردان گروه
کوهنوردی ادارات مرکزی شرکت ملی نفت ایران از مقابل پارکینگ شیراز , خیابان طالقانی تهران
عازم منطقه سنگان ، واقع در 18 کیلومتری تهران - جاده امامزاده داود جهت صعود به قله 3400
متری پهنه سار ( پهنه حصار ) که به آن پشته بند هم میگویند ، شدیم .
ساعت 6/45 از جلوی امامزاده قاسم روستای سنگان بالا در ارتفاع 2100 متری از سطح دریا ,
صعود خود را از جبهه شمال شرقی قله پهنه سار از قلل مرکزی البرز آغاز کردیم و پس از طی
دو و نیم ساعت مسیر از بین باغهای زیبای گیلاس این منطقه به آبشار زیبای سنگان در ارتفاع
حدود 2575 متری رسیدیم . آبشاری زیبا به ارتفاع حدود 60 متر در دل کوههای البرز . سپس
صبحانه را در این طبیعت زیبا و خاطره انگیز صرف نموده و پس از تهیه عکس یادگاری و ساعت
10 در هوایی مطلوب و خنک ادامه مسیر داده و همنوردان ساعت 12/45 موفق به صعود به
قله پهنه سار شدند و بعد از استراحتی کوتاه ساعت 13 فرود را آغاز کرده و ساعت 17/30 به
روستای سنگان بالا رسیده و برنامه را با موفقیت به پایان رساندند . این اولین حضور من با این
گروه گرم و صمیمی بود . که مورد استقبال همنوردان خوبم قرار گرفت .
تعدادی از همنوردان عبارت بودند از : آقایان ، محمودی سرپرست برنامه ، ذاکر ، سامی ، وطن
پرست ، توحیدی ، رحیم زادگان ، شیویاری ، اینجانب و ...
دوسال پیش در همین روز موفق به صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو بام افریقا در کشور
تانزانیا شدیم .چه زود دیر می شود و چه زود گذشت و چه زیبا امروز . (در آستانه سی و دومین
سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ۹ دلاور مرد شرکت ملی صنایع پتروشیمی به نمایندگی از صنعتگران
پر تلاش این صنعت ، در آغازین ساعات روز دوشنبه ۱۸ بهمن یکهزار و سیصد و هشتاد و نه، راس ساعت 6 و
30دقیقه بر فراز قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو ایستادند و باخواندن سرود جمهوری اسلامی و با افراشتن پرچم
ملی کشورشان، نام "ایران" بر بلندترین قله آفریقاطنین انداز شد . )
یاد باد تمام همنوردان آن صعود خاطره انگیز در بهمن ۸۹ دوستان عزیز : غلامحسن میرزایی ،
مهرداد امیری ، محسن بهره ور ، رحمان روشن نیا ، سعید شیویاری و سعید ستایش فر .
نشین ، چهل چشمه استان کردستان عازم سنندج شدیم و از آنجا به شهر دیواندره رفتیم .
در این شهر ضمن خرید مایحتاج مورد نیاز در برنامه ، آقای سید جمیل از برادران خوب اهل
تسنن و شاغل در بهداشت و درمان این شهر و بعنوان راهنما یی با تجربه به ما اضافه شد .

برنامه به گونه ای تنظیم شده بود تا قبل از صعود ، به دیدن غار " کرفتو " ( کرفتو به معنای
تصرف شده ) از طریق جاده سقز در ۷۲ کیلومتری دیواندره برویم . تقریبا یک ساعت در راه
بودیم و سپس از این غار دیدن کردیم . این غار ۴ طبقه از بخش های مختلفی تشکیل شده
بود و ۷ اطاق در سه طبقه با نور گیر و پنجره و راهروها و دالان های زیاد و ... جلوه ویزه ای
برای بازدید کنندگان داشت . پس از بازدید غار کرفتو به سمت روستای زیبای " بست " در دل
کوههای سر به فلک کشیده منطقه حرکت کردیم . روستای بست در مسیر برگشت بسمت
دیواندره قرار داشت . به جاده فرعی رسیدیم ، تا روستا حدود ۴۵ کیلومتر فاصله بود ، حدود
۱۵ کیلومتر آن در حال حاضر خاکی بود . با گذشت از روستاهای ابراهیم آباد و شریف آباد به
روستای بست ( ظاهرا به معنی انتها می باشد ) رسیدیم . جمعیتی حدود ۱۲۰۰ نفر و حدود
۱۷۰ خانوار با مردمی مهربان و مهمان نواز و شغل کشاورزی ، زنبور داری ، دامداری و .......
در کمپ زیبا و نوساز کوهنوردی دیواندره در این روستا ( به عنایت خاص مقام معظم رهبری
ساخته شده بود ) اسکان یافتیم و ساعت ۴ صبح روز پنج شنبه ۲۳ شهریور ۹۱ بیدار شدیم
و ساعت ۳۰/۴ دقیقه از مسیر رودخانه به سمت قله حرکت کردیم . مسیر نسبتا سر سبز
و آب چشمه ها جاری بود . کمی بعد ، نماز صبح را خواندیم و ادامه مسیر دادیم و ساعت ۸
صبح صبحانه ای که از قبل تهیه شده بود را میل کردیم . راه این صعود طولانی بود و ظاهرا
برای برخی از همنوردان که اولین صعود را تجربه می کردند کمی سخت به نظر می رسید .

حدود ساعت ۳۰/۱۰ در کنار یکی از چشمه های مسیر توقف کردیم و تعدادی از همنوردان
در این منطقه ماندند و ۱۶ نفر به سمت قله ادامه مسیر دادیم . از اینجا به بعد کمی شیب
مسیر تند بود و آمادگی بیشتری را می طلبید ، پس از نیم ساعت تعداد دیگری از دوستان
ادامه ندادند ، ۱۲ نفر به سمت قله حرکت کردیم و ساعت ۱۲ به قله ۳۱۷۰ متری شاه نشین
از قلل چهل چشمه رسیدیم و سجده شکر بجا آوردیم . پس از سر دادن دعای فرج و گرفتن
عکس یادگاری به سمت پایین حرکت کردیم به سایر دوستان رسیدیم و پس از بجا آوردن نماز
ظهر و عصر و صرف نان و چای فرود را به اتفاق همه ۳۰ نفر آغاز کردیم و از مسیری دیگر به
سمت روستا حرکت کردیم و ساعت ۴۵/۱۷ دقیقه به محل کمپ رسیدیم و این برنامه هم با
سلامتی همه اعضا به پایان رسید .
وسایل خود را جمع کرده و این روستای زیبا و خاطره انگیز با مردمانی دوست داشتنی و
صمیمی را به سمت شهر دیواندره ترک کردیم .
از روستای بست تا دیواندره ۶۰ کیلومتر فاصله بود ، درخوابگاه تربیت بدنی این شهر اسکان
یافتیم و صبح روز بعد ساعت ۴ این شهر را به مقصد مریوان و به قصد دیدن دریاچه زریوار
ترک کردیم . از سنندج گذر کردیم و به مریوان رسیدیم . از دریاچه بسیار زیبای زریوار دیدن
کردیم .

این دریاچه و شهر را ترک و از طریق سنندج به تهران بازگشتیم و سفر سه روزه ما با کسب
تجربه ای جدید و ثبت خاطرات زیبا از در کنار هم بودن و دیدار از مناطق زیبای کشور ، ساعت
۱۸ روز جمعه ۲۴ شهریور ۹۱ به پایان رسید .
همنوردان این برنامه آقایان : میرزایی ، مقدم ، یوسفان ، طاهریان ، ستایش فر (سرپرست
برنامه ) ، امینیان ، صمدیار ، عباس زاده ، کاظم زاده ، عارفی ، ربیعی ، غیاثی فر ، سوکی ،
صفری ، حسینی ، خداوردی ، جانزاده ، شیرازی ، خسروانی ، زندیه ، آقا بابایی ، شعبانی ،
کاظمی ، محمدی و خانم ها : مظفری ، آقاییان ، جباری و آقا زاده .
از لیدر راهنما و راننده خودرو سافاری در اختیار پرسیدم از فقر مردم خود ناراحت نیستید ؟ او
گفت اول برایم بگویید تعریف شما از فقر چیست ؟ گفتم نداشتن امکانات و درآمد ، بهداشت ،
رفاه و .... او گفت از نظر مردم کشور من تانزانیا ، خانواده ای که بتواند روزانه غذا و پوشاک
خود را تامین کنند خوشبخت است . برایم خیلی جالب بود که نگفت به داشتن غذا و پوشاک
رضایت داریم گفت خوشبخت هستیم و این عجیب ترین تعریفی بود از خوشبختی که انتظار
نداشتم بشنوم . ادامه دارد ...
از شهر دارالسلام پایتخت کشور تانزانیا تا شهرموشی با اتوبوس حدود ۱۲-۱۱ساعت راه بود .
از ترمینال این شهر بلیط تهیه کرده و به طرف شهر موشی حرکت کردیم . در بین راه ، بچه
های زیادی در کنار جاده دیده می شدند که یونیفرم مدرسه به تن داشته و پیاده در حال تردد
بودند و این در طول مسیر تا شهر موشی به کرار به چشم می آمد . برایم سوال شده بود .
واقعا چرا اینقدر بچه مدرسه ای پیاده در حال تردد هستند .؟ بعدا از راننده خودرویی که برای
سایر برنامه های خود در کشور تانزانیا در اختیار داشتیم و فردی تحصیل کرده و حکم لیدر ما
را هم داشت این موضوع را سوال کردم و در پاسخ گفت : در روستایی که من از آنجا آمده ام
بچه ها باید ۹ کیلومتر صبح برای رفتن به مدرسه و ۹ کیلومتر هم ظهر برای برگشتن به منزل
پیاده روی کنند ، به همین دلیل تردد بچه زیاد بچشم می خورد . من منتظر بودم او در ادامه از
این وضعیت اظهار ناراحتی و یا احتمالا گلایه ای از دولت و کشور خود کند ، اما در کمال تعجب!
گفت : این برای بچه ها (پیاده روی زیاد برای رفتن به مدرسه ) بسیار خوب است و آنها ساخته
می شوند . برایم این جملات خیلی غریب اما جالب بود چرا که یک بچه کوچک مثلا ، بچه کلاس
اول بدلیل فقر اما برای کسب دانش باید روزانه ۱۸ کیلومتر پیاده مسیری را طی کند و مردم
هیچ گلایه ای نداشته و این مسئله را برای فرزندان خود مفید بدانند !!! .
ادامه دارد .....
به مناسبت سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران روز جمعه ۲۱/۱۱/۹۰ به اتفاق
جمعی از کوهنوردان شرکت ملی صنایع پتروشیمی به قله کلکچال و تپه نورالشهداء رفتیم
و با ذکر فاتحه ای نسبت به مقام شهداء گمنام ادای احترام کردیم .
یاد باد ، یاد تمامی شهدای انقلاب و دفاع مقدس .
سال گذشته در همین روز موفق به صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو در کشور تانزانیا
شدیم .
چه زود دیر می شود و چه زود گذشت و چه زیبا امروز سرپرست دوست داشتنی گروه جناب
آقای رحمت الله رزاقی با بزرگواری هر چه تمامتر با دسته گلی به دیدار همنوردان آن صعود
آمد . من که خیلی شرمنده ایشان شدم ، از این همه بزرگواری و صمیمیت ایشان و این است
منش و رفتار کوهنورد واقعی . کسی که موفق به صعود به قله انسانیت شده است .
یاد باد تمام همنوردان آن صعود خاطره انگیز در بهمن ۸۹ دوستان عزیز : غلامحسن میرزایی ،
مهرداد امیری ، محسن بهره ور ، رحمان روشن نیا ، سعید شیویاری و سعید ستایش فر .
چهارشنبه 90/6/31 تهران را به مقصد ماسوله ترک کردیم .
از حوالی رشت نم نم باران طراوت خاصی ایجاد کرده بود و تا ماسوله شدت آن بیشتر شد .
تقریبا ساعت ۲۰ به مقصد (ماسوله ) رسیدیم و در دو ساختمان مسکونی اسکان یافتیم .
صبح روز بعد ( پنج شنبه 6/31/ 90 ) ساعت 5/15 با سرقدم آقای دباغی به سوی قله ۲۷۱۰
متری آسمان کوه حرکت کردیم .
کم کم هوا روشن می شد و زیبایی های منطقه بیش از پیش نمایان می گشت .
واقعا طبیعت بسیار زیبا و دیدنی داشت و رنگ آمیزی طبیعت بسیار زیبا و چشمگیر بود .
ساعت ۱۱ به قله آسمان کوه رسیدیم و بعد از استراحت و عکس یادگاری ساعت ۱۲ این قله
را یه بسمت پایین ترک کردیم . هوا کامل مه آلود بود و تصمیم بر آن شد تا از مسیری دیگری
فرود را انجام دهیم . متاسفانه بدلیل مه شدید راه را گم کردیم و پس از حدود 1/5 ساعت
سرگردانی در کوه و جنگل با زمینی گل آلود به مسیر اصلی برگشتیم .
حدود ساعت ۱۷ یک گروه و ساعت 17/45 گروه بعدی به ماسوله وارد شدیم .
پس از استحمام و استراحتی کوتاه گشتی در ماسوله زدیم و شب را هم در آنجا ماندیم .
صبح روز جمعه ساعت ۸ صبح جهت بازدید از قلعه رود خان فومن عازم این منطقه زیبا شدیم .
قلعه ای با قدمت زیاد و زیبا و حدود ۱۰۰۰ پله ، توریست های زیادی را بخود جذب کرده بود .
بهر حال برنامه خوبی بود و این برنامه به سرپرستی آقای میرزایی با موفقیت انجام شد و تیم
ساعت ۲۱ روز جمعه به تهران رسید .
تعدادی از همنوردان این برنامه عبارت بودند از :
مجتبی صمدیار ، مهرداد امیری ، اسحاق طاهریان ، سعید ستایش فر ، سعید پیراسته ،
منصور عارفی ، محسن بهرور ، حسین افشار ، مسعود عبادی ، کمال جانزاده ، محمود
محمودی ، غلامحسن میرزایی ، عباس زندیه ، کامران شیرازی ، داود آقا بابایی و .......















همه چیز آماده صعود به مرتفع ترین نقطه فلات ایران ، قله دماوند ، بام ایران فراهم بود .
این کوه مخروطی زیبا شاخص ترین آتشفشان ایران است .
عصر روز چهارشنبه 90/4/8 به همراه تعدادی از همنوردان ، عازم پلور شده تا از آنجا برای
صعود از یال جنوبی دماوند اقدام نماییم .
شب در محل فدراسیون کوهنوردی پلور در اطاق های 6 تخته اسکان یافتیم ( در ازای
پرداخت 45 هزار تومان برای 6 نفر )
صبح روز پنج شنبه 90/4/9 همزمان با عید مبعث ، ساعت 5 بر پا و بعد از اقامه نماز و صبحانه
ساعت 6 با دو دستگاه نیسان با طی 45 دقیقه مسافت اسفالته و خاکی به گوسفند سرا
رسیدیم . (هر دستگاه نیسان با ورودی 45 هزار تومان )
در این منطقه بارهای اضافی ( کیسه خواب ، لباس های اضافی ، مواد غذایی و ... ) که از
شب قبل در گونی هایی جدا کرده بودیم را بوسیله قاطر به پناهگاه (بارگاه سوم ) ارسال
کردیم . ( کرایه 7 گونی وسایل 140 هزار تومان )
ساعت 7 از گوسفند سرا حرکت و ساعت 11/15 به بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متری
رسیدیم .
زمانی که به بارگاه سوم رسیدیم ، اکثر اعضاء گروه سردرد و حالت تهو داشتند و پس از
اسکان در سه چادر ( کرایه هر چادر 20 هزارتومان 24 ساعته )(بدلیل شلوغی در پناهگاه
اطاق خالی نبود )(من ، صمدیار ، ربیعی ، مخبر و افشار در یک چادر اسکانیافتیم ) استراحتی
کوتاه کرده و ناهار را در بارگاه سوم میل کردیم (املت/ تن ماهی /سوپ) و بعد از نماز ساعت
15 برای هم هوایی ، گروه مجدد به سمت قله ادامه مسیر داد و تا ارتفاع حدود 4500 رفتیم
و ساعت 17به چادر ها برگشتیم .
حال بچه نسبتا بهتر شده بود . اما فشار هوا و ارتفاع زدگی حرف اول سردرد ها بود .
شب هم زود خوابیدیم و صبح روز جمعه 90/4/10 ساعت 2/30 برپا و ساعت 3 حرکت در
زمان حرکت از گروه 13 نفری 10 نفر اعلام آمادگی کردند و پس از 10 دقیقه دو نفر از اعضاء
گروه انصراف و 8 نفری ادامه مسیر دادیم .
ساعت 4/30 نماز صبح را با شرایط خاص اقامه کردیم و تا ساعت 5 ادامه مسیر دادیم تا اینکه
سرقدم گروه هم از ادامه انصراف داد و 7 نفری با سرقدم حاج آقا میرزایی ادامه مسیر دادیم
ساعت 6 به منطقه ای ، معروف به آبشار یخی رسیدیم و ساعت 8/45 با پشت سر گذاشتن
شرایط بسیار سخت پا بر بام ایران یعنی قله سرافراز دماوند گذاشتیم . و سجده شکر همراه
با قرائت دعای فرج در بامداد روز جمعه که متعلق به آقا اامام زمان (عج) میباشد سر دادیم .
در اطراف قله حفره های گوگردی و پخش هوای گوگردی چشم ها و گلو را اذیت میکرد و پس
از استراحتی کوتاه و گرفتن عکس با پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران ، ساعت 9/15
قله را ترک و فرود را آغاز کردیم .
ساعت 10/30 صبحانه را صرف و ساعت 11/15 به آبشار یخی رسیدیم . خستگی در چهره
و ساق های همنوردان به خوبی مشاهده می شد .
به هر نحو و با احتیاط لازم فرود را ادامه دادیم تا اینکه ساعت 13/30 به بارگاه سوم رسیدیم
و با استراحتی کوتاه و اقامه نماز ساعت 14/10 ادامه مسیر دادیم .
دوستانی که در این منطقه مانده بودند ( 6 نفر ) زودتر از ما به سمت پایین حرکت کرده بودند و
ما نیز ساعت 17/30 به گوسفند سرا و از آنجا با نیسان به محل فدراسیون پلور عزیمت کردیم
و در اینجا به سایر همنوردان پیوستیم .
به لطف خدا این صعود که از زیباترین و شیرین ترین صعود های داخلی می باشد با موفقیت به
پایان رسید . و برگی دیگر از خاطرات رقم خورد .
به امید صعود به قلل انسانیت .
همنوردان در این صعود :
میرزایی ، مخبر ، افشار ، خداوردی ، بهره ور، بهمن آبادی و موسوی شاد .
و دیگر همنوردان این برنامه صمدیار ، ربیعی ، آقا بابائی ، مقدم ، سرافرازی و جانزاده .








قله خشته چال معروف به خشچال از قلل مهم البرز غربی در منطقه الموت استان قزوین
می باشد .
پنج شنبه ۲۶ خرداد مصادف با میلاد با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر به همراه تعدادی
از همنوردان گروه کوهنوردی پتروشیمی ساعت ۴۵/۵ صبح جهت صعود به قله خشچال
عازم الموت قزوین شدیم .
پس از گذر از راههای پر پیچ و خم ، روستاهای بسیار و طی ۲۲۵ کیلومتر مسافت از تهران ،
ساعت ۱۵/۱۰ به دریاچه اوان در حاشیه روستای زوار دشت در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح
دریا رسیدیم .
این دریاچه زیبا در دل کوهها ، محل تفرج و تفریح عموم مردم بوده و از زیبایی بسیاری
برخوردار است . هر چند وسعت زیادی ندارد اما بنا به گفته افراد محلی عمیق ترین قسمت
دریاچه ۱۵ متر می باشد .
پس از صرف صبحانه ساعت ۱۵/۱۱ با ۴ دستگاه لندور که قبلا توسط آقای مهندس ستایش فر
سرپرست برنامه هماهنگ شده بود به سمت معدن باریت حرکت کردیم و پس از پیمودن ۱۸ تا
۲۰ کیلومتر راه خاکی در پیچ و خم کوههای منطقه ، ساعت ۳۰/۱۲ به معدن باریت در ارتفاع
۳۳۵۰ متر رسیدیم و از این منطقه به همراه ۲۰ نفر از همنوردان با سرقدم آقای خلیل ناصری
از کوهنوردان پیشکسوت و محلی الموت حرکت را آغاز کردیم .
درمسیر راه انواع گیاهان روییده شده بود از جمله : ریواس ، آویشن ، خاکشیر ، کاسنی ،
پنیرک ، بومادران و ...
هوا آفتابی و نسبتا گرم بود و نزدیک به ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری قله باد نسبتا شدیدی می وزید .
بلند ترین قله های پیرامون این قله عبارتند از : شاه البرز ، سماموس ، علم کوه ، نرگس و ...
در هنگام صعود کبکی بنام کبک دری یا به اصطلاح محلی "کوکرگ" به وزن تقریبی ۷-۸ کیلو
که از نادرترین انواع کبک ها می باشد به همراه چند جوجه خود در مسیر ما قرار گرفتند که
دو تا از جوجه های آنرا گرفتیم و پس از نوازش به یمن میلاد با سعادت حضرت علی (ع) رها
کردیم تا در کنار مادر به زیست خود ادامه دهد .
ساعت ۵۰/۱۴ به قله ۳۹۳۰ متری خشته چال رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه ساعت ۱۵
حرکت و ۴۵/۱۶ به معدن باریت و از آنجا با لندور به سمت دریاچه حرکت و ساعت ۴۵/۱۷ به
دریاچه اوان رسیده و بعد از اقامه نماز و صرف نهار ، ساعت ۴۵/۱۸ دریاچه اوان را به سمت
تهران ترک کردیم .

در برگشت متاسفانه مینی بوس در منطقه رجایی دشت خراب شد و مجبور شدیم پس از ۴
ساعت معطلی در جاده بوسیله مینی بوسی دیگر تا قزوین و از آنجا با یک دستگاه بنز۳۰۲
قدیمی خود را به تهران برسانیم و ساعت ۳۰/۲ بامداد روز جمعه ۲۷/۳/۹۰ به سفر خود
خاتمه داده و با پایان یافتن این برنامه صعود به قله خشچال را به خاطرات خود اضافه نماییم .
جمعی از همنوردانی که در این صعود همراه ما بودند عبارتند از : مجتبی صمدیار ، عارفی ،
افشار ، شیویاری ، محمودی ، آقا بابایی ، شیرازی ، قاسمی ، جان زاده ، طاهریان ، رفیعی ،
سرافرازی ، کاظم زاده ، خداوردیان ، سیف زاده ، پیراسته ،ستایش فر ، حسینی




«کلیمانجارو قله ای به پهنای سراسر جهان، بزرگ، بلند و زیر آفتاب بی نهایت سفید»
در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ۹ دلاور مرد شرکت ملی صنایع
پتروشیمی به نمایندگی از صنعتگران پر تلاش این صنعت، در آغازین ساعات روز دوشنبه ۱۸ بهمن یک
هزار و سیصد و هشتاد و نه، راس ساعت 6 و 30 دقیقه بر فراز قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو ایستادند و با
خواندن سرود جمهوری اسلامی و با افراشتن پرچم ملی کشورشان، نام "ایران" بر بلندترین قله آفریقا
طنین انداز شد.
کوهنوردان : سعید ستایش فر، محمود محمودی، سعید شیویاری، محسن بهره ور، رحمان
روشن نیا، مهرداد امیری، سید مجتبی موسوی شاد( مسئول اجرایی و عضو کمیته راهبردی)
، غلامحسین میرزایی( سرپرست تیم و عضو کمیته راهبردی) رحمت اله رزاقی (مسئول فنی
تیم و عضو کمیته راهبردی).
کلیمانجارو پس از داستان کوتاه و مشهور ارنست همینگوی که در سال ۱۹۳۸ نوشته شد به شهرت
زیادی رسید. شخصیت اصلی داستان از این قله زیبا به عنوان قله ای « به پهنای سراسر جهان، بزرگ،
بلند و زیر آفتاب بی نهایت سفید» یاد کرده است.
«ارنست میلر همینگوی: کليمانجارو کوه پوشيده از برفي است که ۶۰۰۰ متر ارتفاع دارد و
ميگويند بلندترين کوه افريقاست. قلة شرقي آن ماسايي «نگاجهنگايي» يا خانة خدا نام دارد. »
*******
برنامه ریزی برای صعود به قله کلیمانجارو از یک سال پیش آغاز شد و سرانجام با انتخاب تیم منتخب
کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، تیم ۹نفره این شرکت در بهمن ماه بر بام آفریقا ایستاد.
این کوه با ۵۸۹۵ متر ارتفاع، آتشفشانی نیمه خاموش است در کشور تانزانیا و در مرز کشور کنیا قرار
دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود.
برای آماده شدن و فراهم کردن اسباب و لوازم به خصوص دریافت مجوز از شرکت متبوع، وزارت نفت،
فدراسیون کوهنوردی و شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی و پس از پیگیریهای مستمر و مجدانه
برای کسب دیگر مجوزهای لازم ، حدود چهار ماه تلاش شد.
اما از ابتدای امسال با تشکیل "کمیته کوهنوردی" تیم کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی با
اولویت های برگزاری دوره های آموزشی فدراسیون (کوهنوردی، یخ و برف، سنگ و..)، حضور فعال و
مسمتر در برنامه های آموزشی در دو سال گذشته ، آمادگی جسمانی و حضور در اردوهای مختلف به
طور حرفه ای تمرین و آموزش دید.تا اینکه از میان کوهنوردان این شرکت در ابتدا 12 نفر و سپس 9 نفر
برای صعود به قله کلیمانجارو انتخاب شدند و این تیم پس از انجام تست های ورزشی و پزشکی با سفر
به کشور تانزانیا در یوم اله دهه فجر به این قلل صعود کرد.
آنچه در ادامه می آید در واقع نوشتاری مختصر از صعود به مرتفع ترین قله آفریقاست، تا باشد از خاطرات،
رویدادها و اتفاق هایی که اعضای تیم کوهنورد در این سفر آزمودند و کسب کردند، در فرصتی مغتنم نقل
گردد.
تیم کوهنوردان شرکت ملی صنایع پتروشیمی پس از طی مراحل اداری کشور تانزانیا، صعود خود را از
نقطه ۱۷۰۰ متری پارک اولیه کیمانجارو آغاز نمودند. روز اول پس از سه ساعت پیاده روی و طی ۲/۸
کیلومتر به پناهگاه اول یعنی MANDARA در ارتفاع ۲۷۰۰ متر رسید و شب اول را در لوج های این
پناهگاه گذرانید.
صبح روز دوم تیم با پیاده روی پنج ساعته و طی مسیر ۱۱ کیلومتر در ارتفاع ۳۷۰۰ متر به کمپ دوم یعنی
HOROMBO رسیدو شب دوم را درلوج های این کمپ سپری کرد. در طول صعود به قله، تمام نکات فنی
و نیازهای فنی – پزشکی توسط مسئول فنی تیم کوهنوردی آقای رزاقی به اعضا تیم منتقل می شد.
روز سوم مسیری حدود ۱۰ کیلو متری و پنج ساعت پیاده روی در ارتفاع ۴۷۰۰ متری پیش رو بود تا تیم به
کمپ سوم یعنی kibo برسد. قرار برآن بود که با استراحتی کوتاه و آماده کردن تجهیزات ساعت ۱۲ شب
، صعود نهایی به قله انجام گیرد. در این ساعت دمای هوا به ۱۰ درجه زیر صفر می رسید، علیرغم "هم
هوایی" لازم در طول برنامه و فشار هوا آنقدر زیاد بودکه نفس کشیدن نیز سخت شده بود. تیم مجبور
بود برای صعود از شیب نسبتاً زیادی بالا برود. و البته خستگی، ارتفاع زدگی، سرما و سنگینی فشار هوا
باعث شده بود بیشتر اعضا از سطح هوشیاری کمی برخوردار شوند اما آنها مصم تر از ساعات اول صعود
به قلل بودند .
روز چهارم هم از راه رسید. ساعت۳۰/۶ صبح همزمان با طلوع خورشید در روز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه
۱۳۸۹ و پس از طی مسیر ۵/۵ کیلومتر مسافت تمام اعضای تیم با موفقیت به قله کیمانجارو صعود
کردند و همزمان با سر دادن سرود جمهوری اسلامی، پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران بر فراز بام
آفریقا به اهتراز درآمد. پس از بازگشت به نقطه صفر صعود، فدارسیون کشور تانزانیا در احکامی صعود
موفقیت آمیز و پر افتخار کوهنوردان شرکت ملی صنایع پتروشیمی را به قله کلیمانجارو تبریک گفت.
در مدت صعود تیم هایی از کشورهای مختلف جهان از جمله آلمان ، سوئد، اسلواکی، کره جنوبی،
امریکا، استرالیا، کنیا، آفریقای جنوبی، دانمارک، ژاپن، اسپانیا، ایتالیا، بلغارستان، چین، لیختنشتاین ،
سوئیس، روسیه، هلند، فنلاند، اتریش و...حضور داشتند که تیم شرکت ملی صنایع پتروشیمی به گفته
اکثر حاضران یکی از تیم های منظم، منسجم و آماده این صعود بود که بطور کامل و به راحتی موفق به
صعود شد.
لازم است از تک تک اعضای تیم ، سرپرست و به ویژه مسئول فنی که به خوبی تیم را آماده و بدرستی
هدایت کرد تا تمامی اعضای گروه به راحتی و با کمترین مشکل موفق به صعود شوند، تشکر و قدردانی
نمایم. همچنین از تمامی مسئولین شرکت ملی صنایع پتروشیمی، وزارت نفت، فدراسیون و سازمان
تربیت بدنی که همکاری و مساعدت بسیار خوبی در اعزام این تیم داشتند. بی شک اگر همکاری و
تعامل آنان نبود، این موفقیت و افتخار هم حاصل نمی شد.
به امید فتح قله های انسانیت.
|
صعود کوهنوردان پتروشیمی به قله کلیمانجارو آفریقا |
|
|
|
نفت نیوز: تیم منتخب کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی موفق به صعود به قله کلیمانجارو شد. |
|
|
|
به گزارش نیپنا، این تیم با صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو در کشور تانزانیا، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را در ایام الله دهه فجر بر بام افریقا به اهتزار درآورده و اعضای این تیم سرود زیبای جمهوری اسلامی ایران را در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر فراز این قله زمزمه کردند. بر اساس این گزارش، تیم ۹نفره منتخب کوهنوردی پتروشیمی با اقتدار و به طور کامل موفق به صعود به بلندترین قله افریقا شده و با فتح این قله بزرگ برگ زرین دیگری بر افتخارات این تیم رقم زدند. عضای تیم اعزامی غلامحسن میرزایی، سرپرست تیم و عضو کمیته راهبردی، رحمت ا... رزاقی، مسئول فنی تیم و عضو کمیته راهبردی، سید مجتبی موسوی شاد، مسئول اجرایی و عضو کمیته راهبردی، مهرداد امیری، محسن بهره ور، رحمان روشن نیا، سعید شیویاری، محمود محمودی و سعید ستایش فر بودند. این قله با ۵۸۹۵ متر ارتفاع ، آتشفشانی نیمه خاموش است و در مرز تانزانیا با کنیا قرار دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود. انتهای پیام |
|
|
صعود بسیجیان پایگاه شهید رجایی به قله کلیمانجارو
اسفند ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۱۸ ق.ظ خبر
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج وزارت نفت ، در بهمن ماه سال جاری، هشت نفر از بسیجیان پایگاه
شهید رجایی به سرپرستی معاون برنامه ریزی و مالی حوزه مقاومت بسیج شرکت ملی صنایع پتروشیمی و با همکاری
امور ورزش و تربیت بدنی این شرکت، موفق به صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو واقع در کشور تانزانیا شدند.
این گزارش می افزاید: بسیجیان پایگاه شهید رجایی با صعود به قله کلیمانجارو، پرچم پرافتخار کشور را با خواندن سرود
جمهوری اسلامی ایران به اهتزاز درآوردند.
گفتنی است آقایان غلامحسین میرزایی، سعید ستایش فر، سید مجتبی موسوی شاد، مهرداد امیری، سعید شیویاری،
محسن بهروز، محمود محمودی و رحمان روشن نیا، بسیجیانی هستند که موفق به فتح قله کلیمانجارو شده اند.
|
شبکه خبری کوه نیوز >> تيم منتخب ۹ نفره شرکت ملي صنايع پتروشيمي براي صعود به قله ۵۸۹۸ متري کليمانجارو همرمان با دهه فجر عازم تانزيانيا شد. به گزارش آريا، در اين تيم آقايان رحمت ا... رزاقي، غلامحسن ميرزايي، سيد مجتبي موسوي شاد، مهرداد اميري، محسن بهره ور، محمود روشن نيا، سعيد شيوياري، و سعيد ستايش فر حضور دارند. اين قله با ۵۸۹۵ متر ارتفاع ، آتشفشاني نيمه خاموش است و در مرز تانزانيا با کنيا قرار دارد. اين کوه جزو قلل هفتگانه دنيا به شمار ميرود.
تیم منتخب کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی موفق به صعود به قله کلیمانجارو شد. به گزارش سایت سازمان منطقه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر به نقل از نیپنا، این تیم با صعود به قله ۵۸۹۵متری کلیمانجارو در کشور تانزانیا، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را در ایام الله دهه فجر بر بام افریقا به اهتزار درآورده و اعضای این تیم سرود زیبای جمهوری اسلامی ایران را در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر فراز این قله زمزمه کردند. بر اساس این گزارش، تیم ۹ نفره منتخب کوهنوردی پتروشیمی با اقتدار و به طور کامل موفق به صعود به بلندترین قله افریقا شده و با فتح این قله بزرگ برگ زرین دیگری بر افتخارات این تیم رقم زدند. اعضای تیم اعزامی غلامحسن میرزایی، سرپرست تیم و عضو کمیته راهبردی، رحمت ا... رزاقی، مسئول فنی تیم و عضو کمیته راهبردی، سید مجتبی موسوی شاد، مسئول اجرایی و عضو کمیته راهبردی، مهرداد امیری، محسن بهره ور، رحمان روشن نیا، سعید شیویاری، محمود محمودی و سعید ستایش فر بودند. این قله با ۵۸۹۵ متر ارتفاع ، آتشفشانی نیمه خاموش است و در مرز تانزانیا با کنیا قرار دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود. |








































![]() |
|
در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ۹ دلاور مرد شرکت ملی صنایع پتروشیمی به نمایندگی از صنعتگران پر تلاش این صنعت، در آغازین ساعات روز دوشنبه ۱۸ بهمن یک هزار و سیصد و هشتاد و نه، راس ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه بر فراز قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو ایستادند .
در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ۹دلاور مرد شرکت ملی صنایع پتروشیمی به نمایندگی از صنعتگران پر تلاش این صنعت، در آغازین ساعات روز دوشنبه ۱۸ بهمن یک هزار و سیصد و هشتاد و نه، راس ساعت ۶ و ۳۰دقیقه بر فراز قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو ایستادند و با خواندن سرود جمهوری اسلامی و با افراشتن پرچم ملی کشورشان، نام "ایران" بر بلندترین قله آفریقا طنین انداز شد.
کوهنوردان پتروشیمی : سعید ستایش فر، محمود محمودی، سعید شیویاری، محسن بهره ور، رحمان روشن نیا، مهرداد امیری، سید مجتبی موسوی شاد( مسئول اجرایی و عضو کمیته راهبردی)، غلامحسین میرزایی( سرپرست تیم و عضو کمیته راهبردی) رحمت اله رزاقی (مسئول فنی تیم و عضو کمیته راهبردی).
کلیمانجارو پس از داستان کوتاه و مشهور ارنست همینگوی که در سال ۱۹۳۸ نوشته شد به شهرت زیادی رسید. شخصیت اصلی داستان از این قله زیبا به عنوان قله ای « به پهنای سراسر جهان، بزرگ، بلند و زیر آفتاب بی نهایت سفید» یاد کرده است.
«ارنست میلر همینگوی: کلیمانجارو کوه پوشیده از برفی است که حدود ۶۰۰۰ متر ارتفاع دارد و میگویند بلندترین کوه افریقاست. قلة شرقی آن ماسایی «نگاجهنگایی» یا خانة خدا نام دارد. »
*******
برنامه ریزی برای صعود به قله کلیمانجارو از یک سال پیش آغاز شد و سرانجام با انتخاب تیم منتخب کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، تیم ۹ نفره این شرکت در بهمن ماه بر بام آفریقا ایستاد.
این کوه با ۵۸۹۵ متر ارتفاع، آتشفشانی نیمه خاموش است در کشور تانزانیا و در مرز کشور کنیا قرار دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود.
برای آماده شدن و فراهم کردن اسباب و لوازم به خصوص دریافت مجوز از شرکت متبوع، وزارت نفت، فدراسیون کوهنوردی و شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی و پس از پیگیریهای مستمر و مجدانه برای کسب دیگر مجوزهای لازم ، حدود چهار ماه تلاش شد.
اما از ابتدای امسال با تشکیل "کمیته کوهنوردی" تیم کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اولویت های برگزاری دوره های آموزشی فدراسیون (کوهنوردی، یخ و برف، سنگ و..)، حضور فعال و مسمتر در برنامه های آموزشی در دو سال گذشته ، آمادگی جسمانی و حضور در اردوهای مختلف به طور حرفه ای تمرین و آموزش دید.تا اینکه از میان کوهنوردان این شرکت در ابتدا ۱۲ نفر و سپس ۹ نفر برای صعود به قله کلیمانجارو انتخاب شدند و این تیم پس از انجام تست های ورزشی و پزشکی با سفر به کشور تانزانیا در یوم اله دهه فجر به این قلل صعود کرد.
آنچه در ادامه می آید در واقع نوشتاری مختصر از صعود به مرتفع ترین قله آفریقاست، تا باشد از خاطرات، رویدادها و اتفاق هایی که اعضای تیم کوهنورد در این سفر آزمودند و کسب کردند، در فرصتی مغتنم نقل گردد.
تیم کوهنوردان شرکت ملی صنایع پتروشیمی پس از طی مراحل اداری کشور تانزانیا، صعود خود را از نقطه ۱۷۰۰ متری پارک اولیه کیمانجارو آغاز نمودند. روز اول پس از سه ساعت پیاده روی و طی ۲/۸ کیلومتر به پناهگاه اول یعنی MANDARA در ارتفاع ۲۷۰۰ متر رسید و شب اول را در لوج های این پناهگاه گذرانید.
صبح روز دوم تیم با پیاده روی پنج ساعته و طی مسیر ۱۱ کیلومتر در ارتفاع ۳۷۰۰ متر به کمپ دوم یعنی HOROMBO رسید و شب دوم را در لوج های این کمپ سپری کرد. در طول صعود به قله، تمام نکات فنی و نیازهای فنی – پزشکی توسط مسئول فنی تیم کوهنوردی آقای رزاقی به اعضا تیم منتقل می شد.
روز سوم مسیری حدود ۱۰ کیلومتری و پنج ساعت پیاده روی در ارتفاع ۴۷۰۰ متری پیش رو بود تا تیم به کمپ سوم یعنی kibo برسد. قرار برآن بود که با استراحتی کوتاه و آماده کردن تجهیزات ساعت ۱۲ شب ، صعود نهایی به قله انجام گیرد. در این ساعت دمای هوا به ۱۰ درجه زیر صفر می رسید، علیرغم "هم هوایی" لازم در طول برنامه، فشار هوا آنقدر زیاد بودکه نفس کشیدن نیز سخت شده بود. تیم مجبور بود برای صعود از شیب نسبتاً زیادی بالا برود. و البته خستگی، ارتفاع زدگی، سرما و سنگینی فشار هوا باعث شده بود بیشتر اعضا از سطح هوشیاری کمی برخوردار شوند اما آنها مصمم تر از ساعات اولیه صعود به قلل بودند .
روز چهارم هم از راه رسید. ساعت ۳۰/۶صبح همزمان با طلوع خورشید در روز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۸۹ و پس از طی مسیر ۵/۵ کیلومتر مسافت، تمام اعضای تیم با موفقیت به قله کیمانجارو صعود کردند و همزمان با سر دادن سرود جمهوری اسلامی، پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران بر فراز بام آفریقا به اهتراز درآمد. پس از بازگشت به نقطه صفر صعود، فدارسیون کشور تانزانیا در احکامی صعود موفقیت آمیز و پر افتخار کوهنوردان شرکت ملی صنایع پتروشیمی را به قله کلیمانجارو تبریک گفت.
در مدت صعود تیم هایی از کشورهای مختلف جهان از جمله آلمان ، سوئد، اسلواکی، کره جنوبی، امریکا، استرالیا، کنیا، آفریقای جنوبی، دانمارک، ژاپن، اسپانیا، ایتالیا، بلغارستان، چین، لیختنشتاین ، سوئیس، روسیه، هلند، فنلاند، اتریش و...حضور داشتند که تیم شرکت ملی صنایع پتروشیمی به گفته اکثر حاضران یکی از تیم های منظم، منسجم و آماده این صعود بود که بطور کامل و به راحتی موفق به صعود شد.
لازم است از تک تک اعضای تیم ، سرپرست و به ویژه مسئول فنی که به خوبی تیم را آماده و بدرستی هدایت کرد تا تمامی اعضای گروه به راحتی و با کمترین مشکل موفق به صعود شوند، تشکر و قدردانی نمایم. همچنین از تمامی مسئولین شرکت ملی صنایع پتروشیمی، وزارت نفت، فدراسیون و سازمان تربیت بدنی که همکاری و مساعدت بسیار خوبی در اعزام این تیم داشتند. بی شک اگر همکاری و تعامل آنان نبود، این موفقیت و افتخار هم حاصل نمی شد.
به امید فتح قله های انسانیت.
ورزشگاه شهدای شهرک آزادی ، جنب کارخانه ارج تهران آورده بودند .
حدود ۳۰۰ نفر در این آزمون حضور داشتند و سالانه دوبار این آزمون برگزار میگردد .
بچه های حاضر در آزمون جنب و جوش ، ذوق و شوق فراوان همراه با استرس داشتند و
البته برخی از خانواده ها هم همین شرایط را داشتند .
وزرشکاران به داخل سالن رفتند و خانواده ها بیرون ، چون ورود خانواده ها به داخل سالن
ممنوع بود . از ساعت ۳۰/۷ همه منتظرنتایج ! و هر از گاهی خانواده ها از گوشه درب نیمه
باز سالن سرکی میکشیدند . بسیاری از آنان بی تابی میکردند و بسیاری هم در گوشه و کنار
محوطه بیرون سالن ذکر و قرآن قرائت می کردند .
مرحله اول که فرم زدن بود ظاهرا تمام شده بود و تعدادی از بچه ها که مردود شده بودند با
چشمانی گریان آمدند بیرون .
مرحله بعد هم حرکات دست و پا بود . و مرحله بعدی آمادگی جسمانی و در نهایت مبارزه
البته این آخرین مرحله برای زیر ۱۶ سال بود و برای بالای ۱۶ شکستن چوب هم بود .
محمد صادق ۱۳ ساله هم جزو بچه هایی بود که برای کمربند آبی به قرمز آزمون می داد .
من هم هر چه سرک می کشیدم ، او را نمیدیدم . خلاصه مراحل آزمون یک به یک انجام شد
و محمد صاذق ساعت ۱۳ آمد بیرون و خوشحال از اینکه با موفقیت آزمون را به پایان برده و
کمربند قرمز خود را زیر نظر فدراسیون تکواندو دریافت خواهد کرد .
هر چه بود تمام شد اما یکی از نکات منفی در این مراسم ، سیگار کشیدن برخی از پدر ها ،
دست اندرکاران برگزاری آزمون و حتی تنها نماینده نیروی انتظامی بود که در محوطه بیرونی
سالن نمایش خوبی برای حداقل نوجوانانی که برای آزمون سلامتی آمده بودند ، نبود !
در پایان موفقیت روز افزون تمام فرزندان این مرز و بوم در تمام زمینه ها خصوصا کسب علم و
معرفت را از خداوند خواهانم و از استاد "حمید رضا حبیبی " کمربند مشکی دان ۶ فدراسیون
جهانی و کشور و مربی درجه یک فدراسیون تکواندو که در پرورش محمد صادق نقش
اساسی داشته و خواهد داشت ، تشکر و قدر دانی می نمایم .
![]() |
|
تیم منتخب کوهنوردی شرکت ملی صنایع پتروشیمی موفق به صعود به قله کلیمانجارو شد.
به گزارش نیپنا، این تیم با صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو در کشور تانزانیا، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را در ایام الله دهه فجر بر بام افریقا به اهتزار درآورده و اعضای این تیم سرود زیبای جمهوری اسلامی ایران را در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر فراز این قله زمزمه کردند.
بر اساس این گزارش، تیم ۹ نفره منتخب کوهنوردی پتروشیمی با اقتدار و به طور کامل موفق به صعود به بلندترین قله افریقا شده و با فتح این قله بزرگ برگ زرین دیگری بر افتخارات این تیم رقم زدند.
اعضای تیم اعزامی غلامحسن میرزایی سرپرست تیم و عضو کمیته راهبردی، رحمت ا... رزاقی مسئول فنی تیم و عضو کمیته راهبردی، سید مجتبی موسوی شاد مسئول اجرایی و عضو کمیته راهبردی، مهرداد امیری، محسن بهره ور، رحمان روشن نیا، سعید شیویاری، محمود محمودی و سعید ستایش فر بودند.
این قله با ۵۸۹۵ متر ارتفاع ، آتشفشانی نیمه خاموش است و در مرز تانزانیا با کنیا قرار دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود.
|
تیم منتخب ۹نفره شرکت ملی صنایع پتروشیمی برای صعود به قله ۵۸۹۵ متری کلیمانجارو همرمان با ایام الله دهه فجر عازم تانزانیا شد.
به گزارش نیپنا در این تیم آقایان رحمت ا... رزاقی، غلامحسن میرزایی، سید مجتبی موسوی شاد، مهرداد امیری، محسن بهره ور، محمود روشن نیا، سعید شیویاری، و سعید ستایش فر حضور دارند.
این قله با ۵۸۹۵ متر ارتفاع ، آتشفشانی نیمه خاموش است و در مرز تانزانیا با کنیا قرار دارد. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار میرود.

عصر چهارشنبه مورخ ۲۲/۱۰/۸۹ جهت صعود به قله ۲۳۴۷متری نصیری از سلسله قلل گنو
ازآخرین رشته کوههای زاگراس با هواپیما عازم بندر عباس شدیم .
صبح روز پنج شنبه ساعت ۱۵/۳ برپا و ساعت ۴ حرکت کردیم . از محل اسکان ما که متعلق به
شرکت گاز که نزدیک ورزشگاه خلیج فارس بود تا ابتدای مسیر در روستای ایسین ۳۳ کیلومتر
فاصله داشت .
از این روستا که در جاده حاجی آباد قرار داشت حدود ۲۱ کیلومتر در جاده مارپیچ و سربالایی با
ماشین ادامه مسیر دادیم تا اینکه به ایستگاه محیط زیست رسیدیم . ساعت دیگه حدود ۳۰/۶
صبح شده بود .
نماز صبح را هم خواندیم و از این نقطه که ارتفاع آن حدود ۱۶۰۰متر از سطح دریا بود پیاده روی
را آغاز کردیم . از ویژگی های منحصر بفرد این قله این بود که می بایست از ابتدا فرود و بعد
صعود و در طول مسیر هم همین شرایط را دنبال می کردیم .
تقریبا پس از ۴۵ دقیقه در فرود به ارتفاع ۱۳۰۰متری سطح دریا رسیدیم یعنی ۳۰۰ متر هم
پایین تر از نقطه آغاز و سپس صعود . همین شرایط تا رسیدن به قله چندین بار اتفاق افتاد .
هوا نسبتا خوب و مسیر هم در بیشتر بخشها صخره ای و در برخی از بخش ها به سختی
قابل عبور بود .
بهر نحو از ۲۲ نفری که با سرقدم آقای مرادی ( از راهنما های محلی و مجموعه
کوهنوردی بندرعباس ) آغاز کرده بودیم ، پس از ۵/۴ ساعت به اتفاق ۱۸نفر موفق به صعود
به قله ۲۳۴۷ متری نصیری شدیم.
چند قله دیگر کوه های گنو عبارتند از : استیری ، گود بونی ، سرپهن و دوبرار .
بلندترین قله بندرعباس هم قله هماگ با ارتفاع ۳۲۶۷ متر می باشد .
ما پس از ۱۵ دقیقه به سمت پایین حرکت کردیم .





البته با توجه به شرایطی که گفتم در واقع فرود و صعود داشتیم و ساعت ۱۶ به نقطه آغاز
در ایستگاه محیط زیست رسیده و از آنجا با خودرو به محل اسکان در شهر برگشتیم . شاید
در ابتدا و ارتفاع ۲۳۴۷ متری خیلی آسان بنظر میرسید اما واقعا با توجه به شرایط طبیعی
صعود به این قله برنامه نسبتا سنگینی را گروه تجربه کرد .
فردای اون روز هم به اتفاق بچه های تیم برای استراحت و خرید عازم جزیره قشم شدیم .
جلوی اسکله که رسیدیم متوجه شدیم شرایط آب و هوایی دریا خیلی خراب است و کشتی
ها به قشم نمی روند و در نتیجه بلیط فروشی هم انجام نمی شد ، اما به ناگاه مشخص شد
یک کشتی سه طبقه که ظاهرا اهل قشمه عازم آنجاست و با اصرار ، ما هم سوار شدیم .
وقتی کشتی از اسکله جدا شد شرایط بد آب و هوایی خودشو داخل دریا به رخ کشید و
کشتی تکانهای عجیبی می خورد . با فاصله گرفتن بیشتر از ساحل این تکانها به اوج خودش
رسید و موجب سر و صدای مسافرین که بخشی از آنها خانواده و بچه ها را تشکیل میداد شد
کم کم به داد و بیداد و حالت تهوع تبدیل شد .
واقعا صحنه های عجیبی بود ، من و تقریبا همه مسافرین حتی اونایی که بارها به لحاظ
شرایط شغلی که داشتند و در شرایط مختلف این مسیر را گذر کرده بودند چنین دریا را
خروشان ندیده بودند و وحشت در چهره تک تک افراد موج میزد . (همچون موج دریا )
کنار من پسر جوانی که خود را صیاد معرفی میکرد و بارها در شرایط طوفانی به دریا زده بود
نشسته بود و تعریف میکرد که خیلی شرایط خطرناکی کشتی پیدا کرده و اگر دچار سانحه
شویم حتی امکان نجات یکنفر هم نخواهد بود . این جوان نزدیک به یکماهی بود ازدواج کرده
بود و برای ملاقات مادر خانمش که بیماری قلبی پیدا کرده و در یکی از بیمارستان های یزد
بستری بود برای اولین بار از جزیره قشم خروج کرده بود و این برای من خیلی جالب بود .
بهر حال پس از یک ساعت و نیم ترس و اضطراب به اسکله قشم رسیدیم و تجربه خوبی
بدست آمد و البته دیگر تا عصر هیچ کشتی در دریا تردد نکرد و ما عصر به دلیل اینکه ساعت
۱۷/۵۵ از بندرعباس پرواز داشتیم با راهنمایی یکنفر از مسیر لافت و با قایق تندرو که کوتاه
ترین مسیر از قشم به بندرعباس بود را با نگرانی هر چه تمام تر طی کردیم .
یه سفارش به همه کسانی که در شرایط طوفانی قصد سفر از طریق دریا را دارند ، عرض کنم
که بهیچ وجه در این شرایط ریسک نکرده و اصرار به سفر نکنند ، چون واقعا وحشتناک است .
تعدادی از دوستانی که در این سفر و صعود همراه ما بودند عبارتند از :میرزایی ، رزاقی ،
امیری ، صمدیار ، بهره ور ، طاهریان ، محمودی ، ستایش فر ، حسینی ، افشار ، ربیعی ،
عارفی ، شیرازی ،بهمن آبادی ، کاظم زاده ، خداوردی ، جان زاده ، پیراسته فر ، زندیه
برای آمادگی بیشتر تعدادی از اعضاء گروه که خودشونو برای صعود به قله کلیمانجارو در
کشور تانزانیا آماده می کردند ، جمعه ۱۷ دی ماه ۸۹ ساعت ۳۰/۶ صعود به قله توچال را
از مسیر دربند ، شیر پلا ، سیاه سنگ و قله توچال به اتفاق ۱۸ نفر از اعضاء تیم کوهنوردی
پتروشیمی آغاز کردیم .
ساعت ۰۵/۹ پس از طی مسیر زیبای برفی و یخبندان به شیر پلا رسیدیم و پس از صرف
صبحانه ۷ نفر از اعضاء گروه به دلایل مختلف از ادامه انصراف دادند و از مسیر دره اوسون و
ایستگاه ۵ تله کابین به تهران برگشتند و مابقی افراد ساعت ۱۰ به سمت قله حرکت کردیم .

هنوز نیم ساعتی نگذشته بود که دونفر دیگر از اعضاء گروه با مشکل مواجه شدند و از همون
مسیر دوستان قبلی برگشتند و ما ۹ نفر باقی مانده ادامه مسیر دادیم تا اینکه ساعت ۱۵/۱۴
به قله ۳۹۶۲متری توچال رسیدیم و در پناهگاه کمی استراحت کرده و در بیرون محوطه هم
عکسی به یادگار گرفته و ساعت ۳۰/۱۴ به سمت ایستگاه ۷ تله کابین حرکت کردیم .

به جهت اینکه در هفته جاری برف مناسبی در این ارتفاعات باریده بود اسکی بازان زیادی به
پیست آمده بودند و چون ساعت کار تله کابین رو به پایان بود شلوغی زیادی در ایستگاه برای
مراجعت ایجاد شده بود . پس از یکساعت ، سوار شدیم و به ایستگاه ۵ آمدیم و برای تعویض
کابین ، در این ایستگاه خیلی معطل شدیم ، به شکلی که ساعت ۰۵/۱۸ نوبت ما شد و
موفق شدیم به ایستگاه یک بیاییم و برنامه را ساعت ۳۰/۱۸ به پایان بردیم .

دوستانی که موفق به صعود شدند عبارت بودند از : آقایان رزاقی ، میرزایی ، محمودی ، بهره
ور ، بهمن آبادی ، بهمن ربیعی ، شیویاری ، ستایش فر و موسوی شاد .
صعود به قله چمن یک در مشهد مقدس ، ساعت ۲۰/۲۰ با قطار تهران را به مقصد مشهد ترک
کردیم .
۶ خانم و ۱۷ آقا اعضای تیم ما بودند که ساعت ۸ صبح چهارشنبه به مشهد رسیدیم .
این روز را تا شب به زیارت و استراحت و خرید پرداختیم و قبل از شام ، برنامه صعود فردا
در جلسه ای توسط آقای میرزایی سرپرست تیم تشریح شد و بعد با غذایی سبک (سوپ
مخصوص ) طبق برنامه ساعت ۱۰ شب خاموشی و بعد خوابیدیم .
صبح پنج شنبه ساعت ۲۵/۵ بعد از اقامه نماز صبح با دو دستگاه مینی بوس عازم منطقه
صعود در جنوب غربی مشهد در انتهای دره روستای زشک از دهستان های شاندیز شدیم .
قله چمن یک از سلسله قلل رشته کوه بینالود که از ارتفاعات شمالی آن محسوب میگردد در
حدود۶ تا ۷ کیلومتری روستای زشک با ارتفاع حدود ۲۶۵۰ متر از سطح دریا قرار دارد .
ساعت ۷ صبح صعود را با سرقدم آقای فیاض به اتفاق آقای ثابت از کوهنوردان مشهدی که
بعنوان راهنما تیم ما را همراهی می کردند ، از محل چشمه پایین قله بعد از چشمه
قلقلی آغاز کردیم . ( البته با ۵ دقیقه نرمش)
مسیر صعود با شیب نسبتا زیادی همراه بود و پس از طی مسافت و صرف صبحانه ساعت
۱۰/۱۵به قله رسیدیم .
پس از عکس یادگاری و استراحتی مختصر ساعت ۱۱ از مسیری دیگر فرود را آغاز و ساعت
۱۲/۴۵ به پایین قله رسیده و برنامه با موفقیت کل تیم به پایان رسید .
ساعت ۲۱ همان شب هم (پنج شنبه) مشهد را به مقصد تهران از طریق راه آهن این شهر
ترک و ساعت ۹ صبح جمعه ۱۹/۹/۸۹ به تهران رسیدیم .
تعدادی از همنوردان این صعود عبارت بودند از :
خانم ها : شهبازی ، غاربی ، پنده ، اقصایی ، مرادحاصلی و جباری
آقایان : میرزایی ، صمدیار ، مهرداد امیری ، شیرازی ، پیراسته فر ، افشار ، عارفی ، محمودی
، بهره ور ، بهمن ربیعی ، ستایش فر ، طاهریان و ...
در یک روز زیبای پاییزی به اتفاق ۲۳ نفر از دوستان ساعت ۶ صبح جمعه ۷/۸/۸۹ برای
کوهپیمایی مسیر توچال به شهرستانک به توچال رفتیم .
طبق برنامه قرار بود با تله کابین تا ایستگاه ۷ برویم و راهپیمایی را از آنجا شروع کنیم
ساعت ۲۰/۷ به ایستگاه یک تله کابین رسیدیم ، اما مسئول تله کابین گفت فعالیت تله
از ساعت ۳۰/۸ شروع می شود . به منظور استفاده از زمان تصمیم بر آن شد که تا
ایستگاه ۲ پیاده برویم و از آنجا سوار شویم فلذا ادامه مسیر دادیم و ساعت ۴۰/۸ به
ایستگاه ۲ رسیدیم و پس از تهیه بلیط با تله کابین تا ایستگاه ۵ رفتیم .
در این منطقه صبحانه را دسته جمعی صرف کرده و مجددا با تهیه بلیط به ایستگاه ۷ رفتیم .
تا اینجا ۸ هزار تومان پول بلیط هر نفر شده بود .
ساعت ۱۰ بود و باد بسیار سردی در این منطقه می وزید و مجبور شدیم خود را کاملا به
لباس های گرم مجهز کرده و در برف موجود این منطقه که حدودا ۳۰ سانتی متری
باریده بود به مسیر خود ادامه دهیم .
از کنار هتل و پیست اسکی گذر کردیم .
مسیر پوشیده از برف و شیب نسبتا زیادی را در پیش رو داشتیم .
گروه خوب و منسجمی بود و همراهی و همکاری خوبی با هم و سرپرست گروه آقای
مهرداد امیری داشتیم .
حدود ساعت ۲۵/۱۳ به نهری که مشرف به بخش هایی از شهرستانک بود رسیدیم و نیم
ساعتی برای نماز و ناهار در این منطقه توقف کردیم . آب نهر خیلی خنک بود و امکان نگه
داشتن دست بیشتر از ۱۰ ثانیه در آن نبود .

این منطقه در این فصل طبیعت بسیار زیبایی داشت ، رنگ آمیزی درختان و طبیعت فوق
العاده ای بود .
بعد از صرف ناهار ادامه مسیر دادیم و از کنار کاخ معروف به ناصرالدین شاه و باغات زیبا
به شهرستانک رسیدیم تقریبا ساعت ۳۰/۱۶ بود و با هماهنگی قبلی ماشین به ورودی
شهرستانک آمد و ساعت ۴۵/۱۶ این منطقه زیبا را به مقصد تهران ترک کردیم .
تقریبا ۱۰ کیلومتر تا جاده چالوس به تهران از شهرستانک راه بود و بعد از سر جاده تا کرج
حدود ۵۰ کیلومتر البته این مسافت را راننده به ما گفت . خلاصه ساعت ۱۵/۱۹ به تهران
رسیدیم و این برنامه با خاطره ای خوش به پایان رسید .

که برای صعود به قله ۴۳۴۹متری کوشا در استان کرمان برنامه ریزی شده است .
۱۷ نفر از اعضای این گروه و ۴ نفر از گروه تهران ، عصر روز سه شنبه ۱۱/۳/۸۹
ساعت ۵۰/۱۶ از طریق راه آهن جمهوری اسلامی ایران عازم کرمان شدیم .
روز چهارشنبه ۱۲/۳/۸۹ ساعت ۱۵/۷ صبح به کرمان رسیدیم و پس از صرف صبحانه
در پارک جنگلی شهید باهنر گشت و گذاری در شهر داشتیم .
البته این پارک در روزهای شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه از ساعت ۶ صبح تا ۱۴ بطور
اختصاصی در اختیار خانم ها می باشد و ما هم جلوی درب ورودی صبحانه خوردیم .
بعد هم بازدیدی از اماکن دیدنی شهر مانند حمام گنجعلی خان و بازار سرپوشیده کرمان
داشتیم و پس از صرف ناهار ساعت ۱۴ عازم شهر بافت شدیم .
پس از طی ۱۵۰ کیلومتر از مسافت ۱۶۵ کیلومتری کرمان به بافت ، سمت چپ جاده و
۷ کیلومتر طی مسیر از روستاهای بیدان ، برکنان ، باغ فخروئیه و تلخه چار به ابتدای
محل صعود رسیدیم .
تصمیم بر این بود که بخشی از راه را امروز و بخشی دیگر را فردا بپیمائیم .
آقای مهندس صافی یکی از راهنما های ما از کرمان بود و دو نفر راهنمای دیگر
بنامهای آقایی و اصغر نقوی از شهر بافت ، ما را در این صعود همراهی میکردند .
ساعت ۲۵/۱۷ حرکت به سمت قله " کوشا " را آغاز کردیم .
در طول مسیر دره های سرسبز ، پونه های وحشی معطر ، عطر آویشن های کوهی ،
آبشارهای متعدد و هزاران جلوه پرطراوت دیگر ، آدمی را مبهوت عظمت نعمت های خداوند
و زیبایی های این طبیعت دل انگیز می کرد .
ساعت ۱۵/۲۱ شب به محلی رسیدیم که امکان استراحت و شب مانی را فراهم میکرد و
پس از اقامه نماز و صرف مختصری شام در دل کوههای سر به فلک کشیده ، ستاره های
بیشمار در آسمان آبی و آب و هوائی نسبتا سرد در کیسه خواب های خود بخواب رفتیم .
صبح روز پنج شنبه ۱۳/۳/۸۹ ساعت ۵ برپا و ساعت ۳۰/۵ پس از اقامه نماز بسمت قله
حرکت کردیم .
مسیر سنگلاخ ، صخره و پر شیب اما در راستای رودخانه سر سبز و خوش آب و هوا بود .
ساعت ۷ صبح در چمنزاری در کنار چشمه آبی صبحانه را میل کردیم و ادامه مسیر
دادیم . کم کم هوا گرم می شد .
ساعت ۱۵/۱۰ موفق شدیم قله ۴۳۴۹متری کوشا را فتح کنیم و دعای فرج بر فراز این
قله سر دهیم و پس از گرفتن چند عکس یادگاری و استراحتی مختصر ساعت ۳۰/۱۰
به سمت پایین حرکت و ساعت ۳۰/۱۶ به روستای تلخه چار رسیدیم .
از آنجا به شهر بافت و در منزل یکی از دوستان از شرکت پخش رفته و استراحت کردیم .
فردای آن روز یعنی روز جمعه ۱۴ /۳ /۸۹ ساعت ۷ صبح بسمت شهر ماهان حرکت کرده
و پس از بازدید از اماکن دیدنی این شهر مانند باغ شاهزاده و مقبره شاه نعمت الله ولی به
کرمان برگشته و ناهار را منزل مهندس صافی میل کرده و ساعت ۵۰/۱۶ از طریق قطار و
راه آهن ، شهر کرمان را به مقصد تهران ترک کردیم و شنبه ساعت ۸ صبح به سفر خاطره
انگیز و صعود به " قله کوشا " در استان کرمان خاتمه دادیم .
همراهان در این سفر :
غلامحسین میرزایی ،محمد امیری ، مهرداد امیری ، مجتبی صمدیار ، بهمن ربیعی ، سید
مجتبی موسوی شاد ، محسن بهره ور ، قاسم عزیزی ، سعید ستایش فر ، حسین افشار
اسحاق طاهریان ، سعید یوسفی ، محمود محمودی ، کامران شیرازی ، فاضلی ، خالقی ،
سلیمیان .
و گروه تهران :
مقدم ، رحمان زاده ، کرامت عزیزی و عباس سلیمی .
عصر روز سه شنبه ۱۱/۱۲/۸۸ ساعت ۳۰/۱۶ جمعی از گروه کوهنوردی
شرکت ملی صنایع پتروشیمی و گروه تهران بطور مشترک از ایستگاه راه
آهن تهران با قطار پردیس (تندرو اتوبوسی) این شهر را به مقصد یزد برای
صعود به "قله شیر کوه" ترک کردیم .
پس از طی مسیر از شهرهای مختلف (قم ، کاشان و ...) ساعت ۳۰ /۲۲
به شهر یزد رسیدیم و در مهمانسرای شرکت پخش یزد اسکان یافتیم .
روز بعد (چهارشنبه) تا ظهر از برخی از مکانهای دیدنی این شهر (آتشکده ،
میدان امیر چخماق ، موزه آب ، حمام خان ، باغ ملک و مسجد جامع) دیدن
کردیم و عصر یزد را ساعت ۱۵ به مقصد شهر تفت و منطقه ده بالا در
جنوب یزد ترک کردیم و ساعت ۱۵/۱۶ به "روستای ده بالا " رسیدیم .
در مهمانسرایی در روستای ده بالا مستقر شدیم و در جلسه ای فنی ،
برنامه صعود را به اتفاق مرور کردیم .
کمیته فنی هم وسایل مورد نیاز گروه را چک کرد .
تیم ما متشکل از ۳۲ نفر بود (۲۷ نفر پتروشیمی و ۵نفر گروه تهران) و ۴ نفر
از کوهنوردان منطقه و یزد بعنوان راهنما و فیلمبردار به گروه ما اضافه شد .
در این منطقه قلل زیادی از جمله "شیر کوه" به ارتفاع ۴۰۷۵ متر از سطح
دریا ، "طرزجان" به ارتفاع ۴۰۰۰ متر ، "نیل " به ارتفاع ۴۰۰۰متر ، " منشاد"
به ارتفاع ۳۸۵۰ متر ، " برفخانه " به ارتفاع ۳۸۵۰ متر ، "آسمان " یا "گاو و
گوساله" به ارتفاع ۳۸۵۰متر ،"بناتک" به ارتفاع ۳۳۰۰متر و ... وجود داشت .
شیر کوه ، طرزجان و منشاد سه قله مهم منطقه می باشند .
حقیقتش چون من اولین بار بود به یزد میرفتم و تو تصورم این شهر را یک
شهر کویری می پنداشتم هیچ گاه فکر نمیکردم چنین کوههایی در این
منطقه وجود داشته باشد .
صبح روز پنج شنبه مصادف با میلاد مسعود پیامبر اکرم (ص) ساعت ۴ از
خواب بلند شده و ساعت ۳۰/۴ با ماشین حرکت کردیم و ساعت ۵ صبح پس
از اقامه نماز صبح از محور مزرعه شیخ علیشاه مسیر صعود به قله ۴۰۷۵
متری شیر کوه را در پیش گرفتیم .
سرپرست و راهنمای گروه آقای آیت زاده به اتفاق آقای ابویی گروه را پیش
می بردند .
در ادامه از دره نجیب که شیب بسیار تندی حدود ۷۵ درجه داشت گذر کردیم
البته تا دره نجیب مسیر برف نداشت اما در اواسط این دره برف وجود
داشت .
بهر حال ساعت ۱۵/۹ به پناهگاه رسیدیم در این منطقه هوا بسیار سرد و
باد های نسبتا شدیدی می وزید .
استراحت کوتاهی کردیم و کمی به لباسها و تجهیزات خود اضافه کردیم .
البته سرپرست گروه از ما خواست که صبحانه نخوریم و پس از برگشت در
پناهگاه صبحانه را صرف کنیم تا سبکتر بتوانیم صعود کنیم و همین کار را
کردیم .
براساس پیش بینی راهنما در شرایط عادی رفت و برگشت به قله از پناهگاه
۲ساعت و سی دقیقه طول میکشید اما در این شرایط که برف زیادی روی
زمین بود ۳۰/۳ پیش بینی شد .
تعدادی از دوستان در پناهگاه ماندند و به اتفاق۲۳ نفرمسیر صعود را در پیش
گرفتیم .
هوا بسیار سرد شده بود و پس از گذشت چند صد متری از پناهگاه بادها
شدید تر شد و این طی مسیر را خیلی سخت تر کرده بود .
برف هم در نقاطی به حدی بود که تا ران ها درون آن فرو میرفت .
شرایط آب و هوائی هم هر قدر به قله نزدیکتر می شدیم بدتر میشد .
کم کم بوران و کولاک شدید هم بر سختی صعود افزود و زمان برای
رسیدن به قله را بیشتر کرد بهر زحمتی که بود ساعت ۱۳ به قله رسیدیم
و به پناهگاه وارد شدیدم .
هوا فوق العاده سرد بود اگر نبود تجهیزات اضافی شاید صعود غیر ممکن بود
با اینکه من بلوز و کاپیشان کلاه دار بسیار گرم و یک کلاه پشمی هم به سر
کرده بودم و دوتا دستکش به دست داشته و عینک و چفیه بر صورت داشتم
اما صورتم سر و کبود شده بود .
ریسک بسیار بالایی کرده بودیم که در این شرایط آب و هوایی که البته در
ابتدای مسیر خوب بود ولی در ادامه به این صورت در آمده بود را انجام داده
بودیم .
بهر نحو پس گرفتن چند تا عکس در شرایط سخت کولاک و بوران که چندتا از
دوربینهای دیجیتال دوستان از کار افتاده بود ساعت ۱۵/۱۳ به سمت پناهگاه
پایین حرکت کردیم .
کولاک و باد باعث شد که مسیر را گم کنیم و به دره ای خوردیم که با درایت
یکی از دوستان بنام کرامت عزیزی و مشورت سرپرست گروه از مسیری
جدید ادامه راه دادیم . برف زیادی هم در این قسمت بود به گونه ای که در
برخی از بخشها تا بالای ران داخل برف میشد و انرژی زیادی را هم میگرفت .
خیلی شرایط سخت و خطرناک شده بود و واقعا خدا همراه و نگهبان ما بود .
و به واقع میشد خدا را حس کرد و اگر نبود رحمت او معلوم نبود چه اتفاقی
برای این گروه می افتاد .
مسیر را ادامه دادیم و ساعت ۳۰/۱۵ یعنی بعد از ۳۰/۵ به پناهگا ه رسیدیم .
دوستانی که در پناهگاه مانده بودند خیلی نگران ما شده بودند و به نقل از
یکی از آنها دست به دعا برداشته بودند . بهر نحو دوستان لطف کرده بودند
و پس از صرف چای ( نه صبحانه یا ناهار) و استراحت کوتاه ساعت ۴۵/۱۵
ادامه مسیر دادیم .
زمان حرکت ما یک گروه پنج نفره دیگر که یکی از آنها خانمی بود در پناهگاه
بودند و آنها هم تصمیم گرفتند دقایقی بعد از ما برگردند .
در ادامه مسیر هم در منطقه ای در دره نجیب که برای استراحتی کوتاه
توقف کرده بودیم نماز را اقامه کردیم .
حدود ساعت ۳۰/۱۸ به نقطه صفر یعنی مزرعه شیخ علیشاه رسیدیم که
خبر دادند متاسفانه دو نفر از آن تیم ۵نفره کوهنورد ی که در پناهگاه بودند در
هنگام برگشت در دره نجیب سقوط کرده و کشته شدند (یک خانم و یک آقا)
خیلی متاثر شدیم واقعا خاطره بدی بود .
خلاصه در این منطقه با مینی بوس به محل استراحت در روستای ده بالا
رفته و به دلیل اینکه ساعت ۱۵/۲۱ از طریق قطار بلیط برگشت به تهران
داشتیم خیلی سریع نماز مغرب و عشاء را اقامه و لوازم خود را جمع کرده و
ساعت۳۰/۱۹ به سمت شهر یزد حرکت کردیم و شام را هم در ظروف یکبار
مصرف داخل ماشین میل کردیم .
در ایستگاه را آهن دوستان گفتند تماس گرفتند و گفتند آن دو کوهنورد زنده
هستند و فقط شکستگی داشته اند البته معلوم نشد این را برای روحیه ما
گفتند یا واقعا زنده بودند و ما امیدواریم و دعا میکنیم که زنده و سلامت
باشند .
ساعت ۱۵/۲۱ از یزد با قطار حرکت و ساعت ۵ صبح روز جمعه۱۴ /۱۲/۸۸ به
سفر خود پایان دادیم .
سفر سخت و نسبتا وحشتناکی را گذراندیم و اگر نبود لطف خداوند معلوم
نبود سرنوشت ما به کجا ختم میشد و خدا را شاکریم که در سخترین شرایط
هم یار و یاور بندگانش است .
امیدوارم دوستانی که به قلل مختلف در فصول سال صعود میکنند توکل به
خدا ، احتیاط و بهمراه داشتن تجهیزات کامل و لازم را فراموش نکنند .
صعود موفقی داشته باشید .
و از کلیه دوستانی که در این سفر با ما بودند و در تدارکات این برنامه کمک
کردند خصوصا دوست عزیزم حسین حاجی پور و همکارانشان در شرکت
پخش یزد آقایان ابویی ، آیت الهی زاده ، نخ چین و ... تشکر و قدردانی
میکنم .
تعدادی از دوستان که همراه ما بودند : محمد امیری ، مهرداد امیری ،
مجتبی صمدیار ، غلامحسین میرزایی ، کامران شیرازی ، محسن بهر ور ،
اسحاق طاهریان ، قاسم عزیزی ، محمود محمودی ، حسین افشار ، کمال
جانزاده ، داود آقا بابایی ، ابوالفضل رستگار ، عباس سلیمی ، امیر گلچین ،
مقدم ، حسینی ، مهدی میرزایی ، حسین حاجی پور ، عباسی ، معظمی
گودرزی ، روشنی ، حسینی ، عباس زندیه ، علی مبشری، روستایی ،
استوار ، خالقی و ...
محمد صادق خیلی خوشحال پشت گوشی قرار گرفت و گفت بابا : همه
چیز خوبه هم درس ها و هم تمرینات و هم حالم و بعد ادامه داد ما اولین
بازی رسمی خود را از سری مسابقات نونهالان باشگاههای تهران با نتیجه
۸ بر ۲ پشت سر گذاشتیم و منم یک نیمه بازی کردم .
ضمنا اولین حقوق را باشگاه ( استیل آذین) بهمون داد و من با اجازه شما و
مشورت مربی تیم میخوام با این حقوق سه تا توپ به پاس زحمات مربی و
تیم قبلی که منو به این باشگاه معرفی کرده برای تیم قبلی خودم بخرم و
بهشون هدیه بدم .
از این پیشنهادش خوشحال شدم و اینکه از همین ابتدا بچه ها قدردان
زحمتکشان قبلی خود هستند ، اونو تشویق کردم که حتما اینکارو بکنه .
چند وقت بعد که به ایران برگشتم دیدم سه تا توپ خریده و یک روز با هم
به منزل مربی سابقش رفتیم و توپ ها را تقدیم ایشان کردیم .
چند روز بعد محمد صادق بر اثر بی احتیاطی انگشت پایش به جدولی
برخورد کرد و شکست و این شد که سه هفته ای مجبور شد انگشتشو
توی آتل قرار بده .
ضمنا تو این فاصله نتونست تمرین بکنه و مراتب را با مربی تیمش هم
هماهنگ کردم .
البته امروز برای بررسی مجدد به درمانگاه مراجعه میکنه و شاید اتلشو
باز کنه .
تا الان تیم محمد صادق (استیل آذین) چهارتا بازی کرده و با ۱۰ امتیاز (سه
برد و یک تساوی) و یک بازی کمتر در رتبه دوم گروه خود قرار دارد .
تابستان امسال (۸۸) سید محمد صادق را در مدرسه فوتبال ثبت نام کردم .
پس از چند جلسه تمرین به دلیل تمرینات و استعداد خوب سید محمدصادق
، مربی تیم آقای زیوری درخواست کردند برای انجام تست به تیم نونهالان
استیل آذین برود .
پس از آن در چند جلسه تمرین تیم استیل آذین شرکت کرد و مورد پذیرش
مربی این تیم قرار گرفته و انتخاب شدند .
سید محمد صادق استعداد و علاقه بسیار زیادی در ورزش دارد به گونه ای
که از ۱۰ سالگی در کنار درس خود به ورزش تکواندو پرداخت و کمتر از دو
سال ۴ کمربند گرفت و در حال حاضر کمربند قرمز را می بندد .
بهر حال سید محمد صادق روز یکشنبه ۱۰/۸/۸۸ قراردادی سه ساله با
تیم نو نهالان استیل آذین بست و خود را برای مسابقات دسته یک
باشگاههای تهران آماده می کند .
سید محمد صادق هم مثل خود من دریکی ازتجربیاتش در بازی دوستانه ای
مقابل تیم "پرسپولیس" قرار گرفت . هر چند نتیجه را سه بر صفر واگذار
کردند . اما بازی تمرینی خوبی را به نمایش گذاشتند .
من نیز دوران نوجوانی در یکی از تیم های دسته یک باشگاههای تهران
عضویت داشتم و در اولین بازی رسمی خودم مقابل تیم "پرسپولیس" قرار
گرفته و جالب است که نتیجه آن بازی هم همانند این بازی سید محمد
صادق سه بر صفر به سود " پرسپولیس" تمام شد .
عصر روز سه شنبه ۲۱/۰۷/۸۸ به اتفاق تیم کوهنوردی شرکت ملی صنایع
پتروشیمی و ۳ نفر از تیم کوهنوردی گروه تهران بنامهای آقایان مقدم ،
رحمان زاده و سلیمی (مجموعا ۱۷ نفر ) در سه مرحله با قطار جهت صعود
به قله فلسکه به مشهد مقدس عزیمت کردیم .
صبح روز چهارشنبه ۲۲/۷/۸۸ که همزمان بود با شهادت امام جعفر صادق
(ع)ساعت ۶ صبح به مشهد رسیدیم و پس انتقال به محل اقامت و صرف
صبحانه ، به حرم مطهر امام رضا (ع) رفتیم .
عصر هم طی جلسه ای اطلاعات صعود به قله فلسکه ، مسیر و ... توسط
آقای میرزایی سرپرست گروه تشریح و هماهنگی های لازم صورت
پذیرفت .
مقرر شد ، شب غذایی سبک میل کرده ، ۱۰ شب خواب ، صبح روز پنج
شنبه ساعت ۳ برپا و ۳۰/۳ حرکت نماییم .
طبق برنامه صبح ساعت ۳۰/۳ حرکت کردیم و در جنوب غربی شهر مشهد
از روستای کنگ ( دره کردینه) و پس از طی مسیری حدود ۴۰ کیلومتری
ساعت ۴۵/۴ در مسیر قرار گرفتیم .
دو نفر از کوهنوردان گروه حر مشهد بعنوان همراه و راهنما به نامهای حسن
برهان و آقای پویافر به ما اضافه شدند . حالا دیگه گروه ما متشکل از ۱۹ نفر
از سه تیم مختلف بود .
ابتدا نماز صبح را خواندیم و بعد حرکت کردیم .
ابتدای مسیر رودخانه ای بود همراه با درختان مختلف میوه از جمله سیب و
گردو و ....حدود یکساعت و نیم در طول رودخانه حرکت کردیم .
ساعت ۳۰/۷ در کنار یک چشمه برای صرف صبحانه توقف کردیم و ساعت
۸/۱۵ ادامه مسیر دادیم و با عبور از گردنه دررود ساعت ۱۵/۱۰ به قله
۳۱۴۰ متری فلسکه رسیدیم .
پس از صعود به قله و گرفتن عکس یادگاری با پرچم شرکت ملی صنایع
پتروشیمی و استراحتی کوتاه ساعت ۳۰/۱۰به سمت پایین حرکت کردیم
و ساعت ۳۰/۱۱ به کنار چشمه رسیدیم وپس از صرف نهار و خواندن نماز
ساعت ۱۲ حرکت کردیم و حدود ساعت ۳۰/۱۳ به نقطه اول رسیدیم و
با مینی بوس به شهر برگشتیم . (ساعت ۳۰/۱۵ )
ساعت برگشت ۳۰/۲۰ با قطار بود و قبل از آن فرصتی بود تادوستان پس
از گرفتن دوش به زیارت امام هشتم بروند .
زیارت و نماز مغرب و عشاء را در حرم بودیم و سپس طبق برنامه قبلی
به محل استراحت و از آنجا به ایستگاه قطار رفته و با قطار سبز به تهران
برگشتیم ساعت ۳۰/۸ روز جمعه به سفر چهار روزه خود برای صعود به
قله فلسکه در شهر مقدس مشهد پایان دادیم .
اسامی تیم کوهنوردی "شرکت ملی صنایع پتروشیمی" حاضر در این صعود
عبارت بودند از :
غلامحسین میرزایی ( سرپرست برنامه ) ،کمال جانزاده ، کامران شیرازی ،
اسحاق طاهریان ، علی اصغر ستاریان ، محمود محمودی ، حسین افشار ،
قاسم عزیزی ، محسن بهره ور ، محمد امیری ، مهرداد امیری ، بهمن
ربیعی ، مجتبی صمدیار و سید مجتبی موسوی شاد .
ساعت ۳۰/۵ صبح اولین روز از ماه دوم تابستان یعنی مردادماه
سال ۸۸ به اتفاق ۸ نفر از همکاران عضو تیم کوهنوردی شرکت
(طبق برنامه تقویم سالیانه هیت کوهنوردی ) به دریاچه ولشت
عزیمت نمودیم .
همه دوستان اولین باری بود که به این منطقه می رفتند . پس از
طی مسیر از جاده چالوس و حدود ۵/۴ کیلومتر بعد از مسجد مرزن
آباد ، سمت چپ جاده ای ...........

هنوز چند روزی از تمریناتم با تیم فوتبال ۲۲ بهمن نمی گذشت ،
که مربی تیم ، آقای مرتضی قنبرپور بمن گفت مدارکتو بیار تا
بفرستیم فدراسیون تا برات کارت بازی صادر بشه .
اون زمان تیم فوتبال نوجوانان ۲۲بهمن در رقابت های دسته
اول باشگاهای تهران حضور داشت ...