۵۲ روز از بازگشت سفر معنوی حج و جدا شدن از همسفران کاروان می

گذشت . 

غروب پنج شنبه ۹/۱۱/۸۸ ، معاون کاروان حاج آقا عباسی زنگ زد و گفت

یکی از همسفران فردا شب برای عزاداری اباعبدلله الحسین مراسمی دارد

و  از من خواسته تا همه همسفران را به اتفاق خانواده دعوت کنم .

خیلی خوشحال شدم و آدرس را از ایشان گرفتم .

 آدرس حوالی خیابان ایران بود .

برای فردا (جمعه) از قبل برنامه ریزی کرده بودیم اما آنرا تغییر دادیم تا در

این مراسم حضور یابیم .

جمعه ساعت ۷ شب به محل هیئت رفتیم ، بله یکی از همسفران ما بنام

حاج آقا صفری بود که جلوی درب منزل به خوبی از ما استقبال کرد و اولین

جرقه از خاطرات حج تمتع ۸۸ را یاد آوری کرد .

وارد منزل ایشان در طبقه پایین شدیم ، تعدادی از دوستان و همسایگان

و چند روحانی معزز نشسته بودند و اولین سخنران حاج آقا بابایی در حال

سخنرانی ، فضای روحانی بر مراسم حاکم بود .

اولین باری بود که در چنین محیط اصیلی حضور داشتم .

هیئتی های مسن و ریشه داری حضور داشتند که از ظاهر مراسم و

محتوای برنامه کاملا میشد این موضوع را درک کرد .

بعد از اولین سخنران پنج دقیقه ای یکی از مداحان اهل بیت بنام اعتماد

سعید خیلی سنگین و البته روان مداحی کرد و سخنران دوم که روحانی

و استاد دانشگاهی  بود به ایراد سخن پرداخت و در انتها هم مداح مسن

دیگری چند بیت از اسارت کاروان کربلا همه را میهمان کرد .

در طول برنامه هم یکی یکی همسفران وارد میشدند و براحتی میشد

اشک شوق دیدار را از چشم همسفران دید .

بعد از پایان مراسم ، همه همسفران که دیگه طاقت نداشتند بسمت هم

رفتنند و همدیگر را در آغوش کشیدند .

صحنه زیبایی بود و حکایت از دلتنگی ها ، علاقه ، محبت و خاطرات خوش

آن ایام داشت .

همسفران قبل و دوستان حال در گروه های مختلف کنار هم نشستند و چند

دقیقه ای را به بیان خاطرات و حال و احوالپرسی گذراندند و البته بازار عکس

و فیلم هم دایر بود .بعد از دقایقی سفره اطعام و صرف شام و بعد لحظه

جدا شدن.

از طرفی خوشحالی از دیدار مجدد و از طرفی ناراحتی از جدا شدن کاملا

در نگاه همسفران مشهود بود .

اما باید جدا شد این طبیعت ارتباط است ، اما این برنامه مقدمه ای شد که

از این طریق هر از گاهی دوستان همدیگر را ملاقات کنند .

بعد از خاطرات خوش سفر این اولین خاطره خوشی بود که اتفاق می افتاد

البته این ممکن شد به همت حاج آقا صفری که پایه گذار این دیدار خیر گردید

و در پایان هم ، همه از ایشان تشکر ویژه داشتند .