مهندس محمد رضا نعمت زاده (خاطره سفر در ماه مبارک رمضان )
پتروشیمی وقت ) و جمعی از همکاران ، جهت ماموریتی اداری عازم کرمانشاه شدیم .
آن روز ایشان سخت بیمار و حسابی سرما خورده بودند و کلاه ای پشمی به سر کشیده
و حتی بسختی قادر به صحبت کردن بودند .
برای اینکه روزه ایشان و همراهان به مشکل نخورد عصر حرکت کردیم . به محض ورود به
فرودگاه کرمانشاه ، همانند همیشه بدون اتلاف وقت بازدید ها و جلسات به صورت فشرده
آغاز شد .
هنگام اذان مغرب در یکی از مجتمع های پتروشیمی افطار کردیم و بعد ادامه کار تا ساعت
حدود ۱۲ شب .
ازمجتمع برای استراحت به مهمانسرایی در شهر کرمانشاه حرکت کردیم و در داخل شهر
مهندس نعمت زاده از راننده درخواست کرد جلوی مغازه ای میوه فروشی توقف کند و با حال
بدی که داشت بلند شد برود پایین تا برای سرعت در بهبود بیماری خود مقداری لیمو شیرین
بخرد که آقای دامغانی نگذاشتند آقای دامغانی خواستند بروند پایین که مهندس به زور مبلغی
برای خرید به ایشان داد . جای تعجب داشت که معاون وزیر راسا اقدام به اینکار میکرد و در
حالی که تعداد زیادی همکار و مدیر در معیت ایشان بودند . و ایشان هیچ گاه راضی نبودند از
بودجه دولتی برای اینگونه موارد هزینه شود ...
بعد از سحر هم برای بررسی وضعیت یکی دیگر از پروژه ها راهی دیگر مجتمع پتروشیمی
شدیم و تا قبل از ظهر به تهران بازگشتیم تا روزه افراد بهم نخورد .
واقعا بزعم اینکه بیماری سختی داشتند با زبان روزه و با تلاشی مضاعف ، کار برای ایشان
همانند قبل در اولویت بود و این درس بزرگی است برای افرادی که میخواهند بدون ادعا و
منت به ایران اسلامی خدمت کنند .